تبليغاتX
دنیای شیرین من

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

دنیای شیرین من

دوست داشتنی های پیرامون من


باز کن پنجره را

تقدیم به عشقم

بازکن پنجره ها را که نسیم

روز میلاد اقاقیها را جشن می گیرد

و بهار روی هر شاخه کنار هر برگ شمعی روشن کرده است.

همه چلچه ها برگشتند و طراوت را فریاد زدند. کوچه یک پارچه آواز شده و درخت گیلاس هدیه جشن اقاقیها را گل به دامن کرد.

یکشنبه هفدهم آبان 1388 توسط عطا |

منصور وار قربانی شدن

حکایت دار آویختن منصور حلاج از تذکره الاولیا عطار:
پس حسین را ببردند تا بر دارد کنند. صدهزار آدمی گرد آمدند ...
درویشی در آن میان پرسید که عشق چیست ؟ گفت : امروز ، فردا و پس فردا بینی!
آن روز بکشتند و دیگر روز بسوختند و سوم روزش برباد دادند ، یعنی « عشق این است ».
پس در راه که می رفت می خرامید ، دست اندازان و عیار وار می رفت با سیزده بند گران گفتند : این خرامیدن چیست ؟ گفت :« زیرا به قربانگاه می روم» چون به زیر دارش بردند بوسه ای بر دار زدو پا بر نردبان نهاد. گفتند: حال چیست ؟ گفت :« معراج مردان سردار است.»
پس جماعت مریدان گفتند: چه گویی در ما که مریدانیم و اینها منکرند و ترا سنگ خواهند زد؟ گفت : ایشان را دو ثواب است و شما را یکی ؛ از آن که شما را به من حسن ظنی بیش نیست و ایشان از قوت توحید به صلابت شریعت می جنبند و توحید در شرع اصل بود و حسن ظن فرع.
هرکس سنگی می انداخت؛ شبلی را گلی انداخت ، « حسین منصور » آهی کرد . گفتند: از این همه سنگ هیچ آه نکردی ؛ از گلی آه کردن چه معنی است؟ گفت :« از آن که آنها نمی دانند ، معذورند ؛ از او سختیم می آید که او می داند که نمی باید انداخت»
پس دستش را جدا کردند خنده ای بزد گفتند « خنده چیست؟» گفت « دست از آدمی بسته باز کردن آسانست مرد آن است که دست صفات که کلاه همت از تارک عرش در می کشد ، قطع کند» پس پایش ببریدند تبسمی کرد ، گفت : بدین پای سفر خاکی می کردم قدمی دیگر دارم که هم اکنون سفر هر دو عالم بکند اگر توانید آن قدم را ببرید .»
پس او دست بریده خون آلود بر روی در مالید تا هر دو ساعد و روی خون آلود کرد ، گفتند : چرا کردی ؟ گفت : خون بسیار از من برفت و دانم که رویم زرد شده باشد شما پندارید که زرید من از ترس است. خون در روی مالیدم تا در چشم شما سرخ روی باشم که گلگونه ( سرخاب ) مردان خون ایشان است.» گفتند اگر روی به خون سرخ کرد ساعد چرا آلودی؟ گفت « وضو سازم » گفتند چه وضو ؟ گفت در عشق دو رکعت است که وضوء آن درست نیابد الان به خون .»
پس چشمایش برکندند. قیامتی از خلق برآمد بعضی می گریستند و بعضی سنگ می انداختند ، پس گوش و بینی بریدند و ... پس زبانش ببریدند و نماز شام بود که سرش بریدند و در میان سربریدن تبسمی کرد و جان داد

یکشنبه هفدهم آبان 1388 توسط عطا |

گاندی گفت

از نظر گاندی هفت موردی که بدون هفت مورد دیگر خطرناک هستند:


1
-ثروت ، بدون زحمت

2- لذت، بدون وجدان

3- دانش، بدون شخصیت

4- تجارت، بدون اخلاق

5- علم، بدون انسانیت

6- عبادت، بدون ایثار

7- سیاست، بدون شرافت

این هفت مورد را گاندی تنها چند روز پیش از مرگش بر روی یک تکه کاغذ نوشت و به نوه اش داد. اعتقاد بر این است که وی این موارد را در جست و جوی خود برای یافتن ریشه های خشونت شناسایی کرد. در نظر گرفتن این موارد، بهترین راه جلوگیری از بروز خشونت در یک فرد و یا جامعه است.

خشونتی که آن را "خشونت پنهان" می نامند

یکشنبه هفدهم آبان 1388 توسط عطا |

عاشقتم. به چه زبونی بگم ها ؟؟؟؟

یکشنبه هفدهم آبان 1388 توسط عطا |

قابل توجه زوج هایی که میخواهند بچه دار شوند

در زندگانی رسول اکرم (ع) دیده می شود که برای انعقاد نطفه حضرت زهرا (ع) به امر خداوند چهل روز از حضرت خدیجه فاصله گرفت و پس از چهل روز عبادت و روزه داری ، با غذایی که از بهشت آورده شد افطار کرد ، آنگاه نطفه حضرت زهرا (ع) منعقد شد .
زن و شوهر لازم است در هنگام ازدواج فکر کنند برای چه ازدواج می کنند ؟ برای چه فرزند می خواهند ؟ چگونه فرزندی می خواهند ؟ آتش افروز و جانی یا روشن بخش و ایجاد کننده صلح و تفاهم ؟
 پس بهتر است در حیات جنسی هم قصد قربت و کسب رضای خدا را فراموش نکنند و طمانینه و آرامش در نظر داسته باشند که آمیزش توام با طمانینه باعث می شود گردش خون ، طبیعی بوده و در نتیجه نسلی طبیعی و بهنجار پدید آید . در دین مقدس اسلام ، غذا هم از لحاظ مادی بررسی می شود و هم از لحاظ معنوی . درست است که غذای حرام تاثیر بدتر در روح و روان فرزند می گذارد . از این رو بسیار سفارش شده که والدین از غذای حرام و حتی غذای مشکوک پرهیز نمایند .
در زندگانی رسول اکرم (ع) دیده می شود که برای انعقاد نطفه حضرت زهرا (ع) به امر خداوند چهل روز از حضرت خدیجه فاصله گرفت و پس از چهل روز عبادت و روزه داری ، با غذایی که از بهشت آورده شد افطار کرد ، آنگاه نطفه حضرت زهرا (ع) منعقد شد . شاید با تاسی از همین سمت حسنه باشد که عدهای از بزرگان سفارش می کنند که والدین پیش از بچه دار شدن روزه بگیرند یا عبادت خاصی را انجام دهند.

در اینجا به برخی از این توصیه اشاره می شود :
1- تلاوت آیه نور توسط والدین ، قبل از بارداری و توسط زن در ایام بارداری ضروری است .
2- خوردن گلابی
الف ) خوردن گلابی توسط پدر ، سبب زیبایی فرزند می شود .
ب) به زنان باردار گلابی بدهید که فرزندان را نیکو و زیبا می کند .
پ) به زنان باردار گلابی بدهید که اخلاق فرزندانتان را نیکو می کند .
ت) خوردن گلابی مایه قوت قلب ، پاکی معده ، صفای دل ، دلیری و زیبایی بچه می شود .
ث) گلابی قلب را جلا می دهد و دردهای درون را به اذن حق شفا می بخشد.

در کتاب کافی از امام صادق (ع) نقل شده : ایشان در حالی که به کودکی زیبا می نگریست فرمود : باید پدر این پسر بچه ، گلابی خورده باشد
همچنین روایت شده است که پیامبر (ع) گلابی اش را تکه کرد و به جعفر بن ابی طلالب داد و به او فرمود : بخور ! همانا گلابی رنگ را جلا می دهد و فرزند را نیکو می گرداند .
3- خوردن کاسنی :
الف) کاسنی برای افزایش فرزند مفید است .
ب) خوردن کاسنی آب کمر را افزایش داده و فرزند را نیکو و ذکور بودن را ولد زیاد می کند .
پ) خوردن کاسنی باعث زیبایی فرزند و ازدیاد در پسر آوردن می شود
ت) زیاد خوردن کاسنی سبب افزایش دارایی و تولد فرزند پسر خواهد شد
4- خوردن قاووت به پدر و مادر توصیه شده است :
الف) خوردن سویق توسط والدین موجب قوت در فرزند و نبودن کودنی و سبک مغزی و نادانی
در او می شود
ب) خوراندن سویق به کودک جهت تقویت و رویاندن گوشت و مجکم کردن استخوان بسیار
مفید است
در روایت آمده است ، مردی به امام صادق (ع) عرض کرد : ای پسر رسول خدا ، فرزندی به دنیا می آید که در او ضعف و سبک سری است . حضرت فرموند : چرا قاووت نمی خوری ؟ آن را بخور و خانواده ات را هم به ان سفارش کن . به درستی که قاووت ، گوشت را می رویاند و استخوان را محکم می کند و فرزندی از تو به دنیا نمی آید مگر اینکه قوی باشد
5- سفارش به خوردن انار:
الف) خوردن انار شیرین فرزند را نیکو می کند.
6- کندور
الف) خوردن کندور توسط زن باردار باعث زیادی عقل بچه ، باهوش ، پاکدل ، دانا و شجاع
شدن پسر و خشخو و نیکو شدن دختر می شود .
در حدیثی آمده است : به زنان حامله کندر بخورانید ، بدرستی که طفل در شکم مادر کندر غذای او می شود ، دلش محکم و تحملش زیاد می شود.

دعا برای فرزندار شدن

1- نقل شده که امام صادق (ع) که فرموده اند درسجده این دو آیه را بخوانید :
رب هب لی لدنک ذریه طیبه انک سمیع الدعا ، رب لا تذرنی فردا و انت خیرو الوارثین .
2-در صبح و شام هفتاد مرتبه سبحان الله ، ده مرتبه استغفرالله ربی و اتوب الیه و سپس نه مرتبه سبحان الله و یک مرتبه استغفرالله ربی و اتب الیه گفته شود .
البته دعاهای دیگری است که می توانید به کتاب کلیدهای بهشت مراجع کنید

http://www.babychoice.com/assets/Gender_Logo/Baby_Face_2.jpg


در حین آمیزش

تغذیه

در حین آمیزش هیچ یک از یا مرد مست نباشد و الکل مصرف نکرده باشند ؛ چون موجب کمبود ویتامین D می شود و در نتیجه استخوان بچه نرم می گردد.
دکتر وازن معتقد است اگر طفل خرفت و کم هوش پیدا کردید و توانستید در اطراف وضع پدری یا مادری او اطلاعات صحیحی کسب کنید ، به این نتیجه خواهید رسید که یکی از والدین هنگام تشکیل نطفه مست بوده است.
همچنین نوع غذا (از نظر حرام یا حلال بودن ) اثر فراوانی در فرزند دارد که لازم است در این زمینه نیز نیز توجه کافی صورت گیرد .


حالات پدر و مادر

درپی روایاتی که بیانگر تاثیرات ، به پدران و مادران سفارش شده است که در حین نزدیکی با وضو بوده و به یاد خدا باشند. بدیهی است یاد خدا موجب آرامش قلب می شود و در فرزند اثر مثبتی خواهد داشت . همچنین رغبت و میل قوی جنسی زوجین ، در زیایی جنین و هوشمندی وی اثری قطعی خواهد نهاد . ترس و اظطراب والدین به هنگام عمل زناشویی ، بدترین تاثیر را بر روی طفل می گذارد ؛ همانگونه که آرامش خاطر پدر و مادر ، تاثیر بس نیکو در فرزند می نهد .
تاثیر خستگی زیاد ، روی جنین کاملا محسوس است و او را ضعیف و رنجور می کند .در حدیثی از معصومین (ع) نقل شده است که فرموده اند : در شبی که از مسافرت بر کی گردید و همینطور در شبی که می خواهید به مسافرت بروید ، نزدیکی نکنید .
در ساعات اولیه شب با جسمی خسته و شکمی پر ، آمیزش صورت نگیرد ، بلکه در ساعات پایانی شب که خستگی جسم تا حد زایل و شکم نیز خالی شده انجام شود . تجربه نشان داده است فرزندانی که نطفه آنها در ساعات پایانی شب منعقد می شود از هوش بیشتری برخوردارند.
از امام صادق نقل شده که فرمودند: در شب ، زفاف کنید و در روز ولیمه دهید .

عوامل طبیعی و تاثیر آنها بر روی بدن

1- اشعه گاما : جنس اشعه گاما از زرات انرژی بوده و از این رو خاصیت نفوذ آن بسیار زیاد است . این اشعه مضر ، در نور خورشید وجود دارد و اثرات منفی زیادی بر سلولهای اولیه دارد که تقریبا بعد از سی سال ظاهر می شود .
نقل شده که حضرت رسول اکرم (ع) به علی (ع) فرمودند : یا علی در مقابل نور خورشید مجامعت مکن مگر اینکه پردهای بیاویزی که شما را بپوشاند ؛ زیرا اگر در آن جال فرزندی به وجود آید ؛ همیشه در حال پریشانی و فقر است تا بمیرد .
2- اشعه ماورا بنفش :این اشعه دارای فوائد و مضراتی است . از آن جمله تغییراتی است که بر روی نسل و نژاد ایجاد می کنند .
3- اشعه مجهول : این اشعه از کرات دیگر به زمین می رسد ؛ البته بنا به موقعیت فصول سال؛ فشارهوا ؛ رطوبت ، خشکی ، کسوف ،خسوف و غیره . در روایات هم بدست می آید که از جمله اوقات مکروه برای جماع ، هنگام کسوف و خسوف و بادهای تند و زلزله است .

مکروهات حین آمیزش

1- نگاه کردن به فرج زن که سبب کوری فرزند می شود .
2- سخن گفتن غیر از ذکر خدا که سبب لال شدن بچه می شود .
3- خصاب کردن که موجب می شود فرزند مخنث شود.
4- به همراه داشتن انگشتری که در آن ذکر خدا یا چیزی از قرآن باشد .
5- آمیزش با همسر خود اما با شهوت زنی دیگر که موجب دیوانگی فرزند می شود .
و غیره ...

اوقاتی که عمل جماع مطلوب است
1- شب دوشنبه که در پی آن ، فرزند حافظ کتاب خدا و راضی به آنچه خداوند برایش قرار داده ، می شود .
2- شب سه شنبه که در اثر آن بعد از سعادت اسلام ، شهادت روزی او می شود ، خداوند او را با مشرکین عذاب نمی کند ، دهانش خوشبو ، دلش رحیم و جوانمرد خواهد بود و زبانش از دروغ و غیبت و تهمت پاک می ماند .
3- شب پنج شنبه که در پی آن ، حاکمی از حکما و یا عالمی از علما خواهد شد.
4- روز پنج شنبه هنگام زوال که در پی آن شیطان به او نزدیک نگردد تا پیر شود و سلامتی دین ودنیا روزی اش خواهد بود .
5- شب جمعه که در پی آن ، بچه خطیب و سخنگو خواهد شد .
6- روز جمعه بعد از نصر که آن فرزند از دانایان مشهور خواهد شد .
7- شب جمعه بعد از نماز عشا که امید است آن فرزند شبیه والدین باشد
8- شب اول ماه رمضان

اوقاتی که عمل جماع مکروه است

1- در میان طلوع فجر و طلوع خورشید
2- بعد از غروب تا رفتن سرخی طرف مغرب
3- شب خسوف و رو کسوف
4- شب و روزی که در آن بادهای سیاه ، سرخ یا زرد بوزد .
5- هنگام زلزله
6- در اول ماه (غیر از ماه رمضان ) ، نیمه ماه و آخر ماه .
7- هنگامی که آفتاب طلوع می کند و زرد باشد .
8- بعد از ظهر ؛ که آن فرزند لوچ خواهد شد.
9- بین اذان واقامه ؛ که فرزند ، حریص بر خونریزی خواهد بود
10- شب عید فطر که فرزند الکثیر الشر خواهد بود .
و غیره

دوران بارداری

در حدیثی از رسول اکرم (ع) نقل شده که فرمودند : ای حولا قسم به کسی که مرا به حق پیامبر و فرستاده و بشارت دهنده و بیم دهنده ، برانگیخته ، هیچ زنی نیست که از همسرش باردار گردد مگر اینکه در سایه خداوند عزوجل باشد تا اینکه درد زایمان به او برسد که به ازا هر دردی خداوند به او ثواب آزاد کردن بنده مومنی را می دهد .
انسان برای زن دنیایی بسیار زیبا ایجاد کرده است ، دنیایی که همه افراد آن ، باید به مادر احترام گذاشته و تعظیم کنند . حتی احترامی فرات از پدر چرا که پیامبر (ع) سه بار دستور به احترام به مادر داد و سپس احترام پدر را امر فرمود و برای اینکه بانوی خانه به شغل مادری سرگرم باشد در سنت اسلامی توصیه شده است که تهیه معاش خانواده به عهده شوهر باشد و زن عهده دار تربیت اطفال که شخصیت های فردای جامعه اند . از نظر پاداش اخروی نیز در روایات آمده است که زن در دوران حمل همچون مجاهد فی سبیل الله است و اگر در حین زایمان بمیرد اجر شهید را دارد و یا اینکه ((بهشت زیر پای مادران است )) .

نا مگذاری ما های جنین
خداوند در سوره مومنون می فرماید : و به یقین انسان از عصاره ای از گل آفریدیم . سپس او را نطفه ای در جایگاهی استوار قرار دادیم . آنگاه نطفه را به صورت عقله در آوردیم . پس آن عقله را مضغه گردانیدیم ، و آنگاه مضغه را در استخوانهایی ساختیم ، بعد استخوانها را با گوشتی پوشاندیم ، آنگاه (جنین را در ) آفرینشی دیگر پدید آوردیم . آفرین با بر خدا که بهترین آفرینندگان است .
ماه های جنینی عبارتند از :
1- ماه اول : ماه قلب است 2- ماه دوم : ماه چهره خوب است مادر همیشه با وضو باشد . با کوشش تمام گناهان بپرهیزد . آرامش خود را حفظ کند و عصبانی نشود . از خوردن غذاهای حرام پرهیز کند 3- ماه سوم : ماه تارهای صوتی است 4- ماه چهارم : ماه رویش مو است 5- ماه پنجم : ماه حرکت است 6- ماه ششم : ماه عظلات است 7- ماه هفتم : ماه اعصاب است . ماه هشتم : ماه زیبایی است 9- ماه تهم : ماه تولد است
بیشتر کودکان مبتلا به امراض رئحی ، بیماری خود را از مادرشان به ارث برده اند ، پس از آنجا که تمام خصوصیات مادر در فرزند اثر خوب و بد خود را می گذارد و خوشبختی یا بد بختی کودک را در رحم پی ریزی می کند ضرورت دارد مادران بیشتر مراقب رفتار و کردار خود باشند تا بتوانند فرزندانی صالح و نیکو داشته باشند . در این زمینه پیامبر(ع) نیز نقل شده که فرموده اند ک سعدت و شقاوت انسان در شکم مادر پایه ریزی می شود .
نامگذاری كودك: بهتراست قبل از تولد یعنی قبل از چهار ماه و ده روز انتخاب شود. از زمان حاملگی دو نام برای جنین باید انتخاب شود كه اگر دختر بود یكی از نام ها و اگر پسر بود نام دیگر به وی داده شود.
پیامبر فرمود : بچه ها را در شكم نامگذاری كنید اگر نمی دانید پسر است یا دختر دو نام برای او بگذارید اگر سقط شود و نامی نداشته باشد در قیامت از پدر مواخذه كند پیامبر جنین حضرت فاطمه (س) را پیش از تولد محسن نامید.

مشکلات دوران بار داری
خداوند در سوره لقمان می فرماید : و ما به هر انسانی سفارش کردیم که در حق پدر و مادر خود نیکی کن چون با حمل فرزند برداشته ، سستی بروی سستی ..
زن بعد از باردار شدن ، با مسائلی از قبیل افسردگی ، تنبلی و تن سنگین ، تنگی نفس ، دل به هم آمدن ، آروغ ترش ، سردرد ، سر گیجه ، تاریکی در چشم و تپش قلب روبرو می شود . ممکن است بعد از یک ماه یا دو ماه ویار داشته ویارش چیزهای غیر طبیعی باشد.

توصیه هایی که مخصوص هر ماه بیان شده

ماه اول : روزهای پنج شنبه و جمعه سوره یس و الصالف بخواند وبه شکم بدمد .و روزهای جمعه از قبل از صبحانه انار میل کند و قبل از طلوع آفتاب ، اندکی از تبت سیدالشهدا بخورد. و هر روز بر 2 عدد خرما سوره قدر بخواند و آن را ناشتا بخورد .

ماه دوم : : روزهای پنج شنبه و جمعه سوره الملک بخواند. روز پنجشنبه 140 مرتبه و روز جمعه صد مرتبه صلوات با عجل فرجهم بگوید .هر روز 2 عدد عناب سوره توحید بخواند و آن را ناشتا بخورد.
ماه سوم : روزهای پنج شنبه و جمعه سوره آل عمران بخواند. هر روز بعد از نمازها 140 مرتبه صلوات بفرستد. هر روز بر 1 عدد سیب آیه الکرسی بخواند و آن را ناشتا بخورد .
ماه چهارم : : روزهای پنج شنبه و جمعه سوره الدهر بخواند در تمام نمازها در یک رکعت سوره قدر تلاوت کند و هر روز بر دو انجیر سوره والتین بخواند و آن را ناشتا بخورد.
ماه پنجم : : روزهای پنج شنبه و جمعه سوره الفتح را تلاوت کند . و در یک نماز سوره النصر بخواند
و هر روز یک عدد تخم مرغ سوره حمد بخواندو آن را ناشتا بخورد
ماه ششم : : روزهای پنج شنبه و جمعه سوره واقعه بخواند . شبها در یک نماز سوره التین تلاوت کند
و هر روز بر یک انار را پس از خواندن سوره فتح ناشتا بخورد
ماه هفتم : : روزهای پنج شنبه و جمعه سوره یس و تبارک بخواند. روزی 140 مرتبه صلوات بفرستد.
و هر روز بر یکعدد به سوره یس بخواند و آن را ناشتا بخورد.
ماه هشتم:
روزهای شنبه بعد از نماز صبح سوره قدر ، ده مرتبه
روزهای یک شنبه بعد از نماز صبح سوره والتین ، دو مرتبه
روزهای دوشنبه سوره یس
روزهای سه شنبه سوره فرقان
روزهای چهار شنبه سوره دهر
روزهای پنجشنبه سوره محمد
روزهای دوشنبه سوره الصافات
از خوردن ماست شیرین و عسل کوتاهی نکند . هر روز جمعه ناشتا انار شیرین میل کند . در صورتی که ضرر ناشته باشد ، هفته ای یک بار سرکه بخورد.
ماه نهم : بهتر است غذای او کباب باشد . ادویه نخورد . خرما میل کند . برای سلامتی امام زمان (ع) گوسفندی را ذبح کرده از آن بخورد . در نماز ظهر یا عصر سوره والعصر و الذاریات بخواند . در روزهای پنجشنبه سوره حج و در روزهای جمعه سوره فاطر را تلاوت کند . هر روز مقداری را برود . به عکس و آینه کمتر نگاه کند . هر روز بر مقداری شیر و خرما سوره دهر بخواند و آن را ناشتا بخورد.




کلیه مطالب مربوط به کتاب ریحانه بهشتی می باشد
اقتباس از وبلاگ data_1359 خانم لیلا

یکشنبه هفدهم آبان 1388 توسط عطا |

رازهایی از هدیه دادن گل

رازهایی از هدیه دادن گل

n.jpg

گل علاوه بر سمبل زیبایی، یکی از هدایایی است که نشان دهنده احساسات و عواطف انسان در شرایط مختلف است. هدیه دادن گل برای هدیه گیرنده احساس خوشایندی را به وجود می آورد که معمولا نشانه علاقه و صمیمیت هدیه دهنده محسوب می گردد و باعث زینت و شادابی محفل نیز می شود. بهترین استفاده ای که می توان از این هدیه شادی بخش نمودآن است که گل های مختلف را در معانی متفاوت به عزیزانمان و آن هایی که دوستشان داریم هدیه بدهیم. این کار موجب می شود تا موجی از شادمانی و احساس صمیمیت و رضایت در وجود آن ها به حرکت درآید و غم و اندوه و مشکلات را مورد هجوم قرار دهد، علاقه افزایش می یابد و محبت ها پایدارتر می شود.

گل لطیف است و احساس لطافت را در روح انسان ها دوچندان می کند و رایحه خوش آن تمام وجود فرد را دگرگون می سازد. اهدای گل نیاز به مناسبت ندارد و بد نیست بعضی وقت ها شاخه ای گل به همسر، مادر، پدر، خواهر، برادر، فرزند و همکار و آن هایی که دوستشان داریم هدیه بدهیم. با  اهدای گل عواطف و احساسات خود را بیان کنیم و دیگران را شگفت زده نماییم. دست کم با این کار طراوت، شادابی، خنده و صمیمیت جای سلام و احوالپرسی روزمره و تکراری مارا خواهد گرفت و در وجود طرف مقابل غوغایی شگفت انگیز به پا خواهد شد.

کاربرد گل در کشورهای مختلف

   در  اغلب کشورهای اروپایی مرسوم است کسانی که به میهمانی شام دعوت می شوند برای تشکر از خانم میزبان چند شاخه گل به او هدیه دهند. در ژاپن هر گل معنای مختلفی دارد  و در موارد مختلف مردم آن کشور از گل استفاده های فراوان می کنند. آن ها به پرورش گل علاقه زیادی دارند و در گل آرایی از استادان توانمند و برجسته ای برخوردارند. ژاپنی ها هرسال جشن گل برگزار می کنند و اغلب عشاق آن کشور باتوجه به این که هر گل معنا و مفهوم خاصی دارد احساس خود را با آن بیان می کنند و بانوان آن سرزمین هم برای نشان دادن درخواست و نظرات خود از گل هایی که به همان معنا هستند بهره می برند. در این کشور گل داودی نشانه طول عمر است و در مراسم بازنشستگی افراد یکدسته گل داودی به آن ها هدیه می دهند و به این ترتیب برای او زندگی طولانی آرزو می کنند. اهدای شکوفه گیلاس یادآور آن است که زندگی زودگذر است و نباید آن را سخت گرفت و موجب آزار و اذیت دیگران شد.

 البته یونانی ها اولین ملتی بودند که برای گل های مختلف معانی مشخصی تعریف کردند و در زندگی خصوصی و اجتماعی از آن استفاده نمودند. بعد از آن رومی ها از این روش استقبال کردند و سایر مردم جهان کم و بیش آن را پذیرفتند.

در کشور ما هم گل ها کاربدهای مختلفی دارند و هر گل به عنوان نوعی نماد و نشان مشخص مورد استفاده قرار می گیرد. ایرانی ها معمولا از گل برای ابراز علاقه به جنس مخالف، جشن و میهمانی ها، تبریک به عروس و داماد، عیادت مریض، کسی که خانه جدید خریده است یا فرزندی به دنیا آورده استفاده می کنند.

گل لاله در کشور ما طرفداران زیادی دارد و در رنگ های مختلف پرورش می یابد. جشنواره گل لاله پایان بهار هرسال باحضور اغلب طرفداران داخلی و خارجی برگزار می شود و عرضه آن در سطح کشور گسترش می یابد که با استقبال بی نظیر ایرانیان مواجه می شود.

معنای گل ها

معنای گل ها در ادوار مختلف متفاوت بوده است. مثلا گل رز که مورد علاقه اغلب افراد بوده است در دوره رنسانس سمبل شهادت و عشق آسمانی و بعد از آن نشانه آرامش، نعمت و صلح بوده است. این گل در مصر باستان نشانه تقوی و پاکدامنی و در عهد یونانی ها نشانی مقدس بوده و رومی ها آن را به عنوان سمبل فتح و پیروزی می شناخته اند.  اما گل رز امروزه همه جا معنای عشق و زیبایی دارد.

در اغلب کشورها گل ها از معانی یکسانی برخوردار شده اند که دانستن آن ها استفاده به موقع از معانی آن می تواند در بهبود ارتباط نقش موثری داشته باشد.

گل بنفشه به معنی نجابت و کم رویی، اندیشه ناگفته ، پاکدامنی ، فروتنی

گل شقایق: اختلاف

گل سرخ: عشق و زیبایی

رز سیاه : مرگ و تسلیت

رز سفید : عشق مبارک و فرخنده

رز کاملاً شکفته : تعهد و دوست داشتن

دسته گل رز : قدردانی

ترکیبی از گل رز سفید و سرخ : سازش، اتحاد

سوسن: ملاحت و زیبایی

سوسن سفید: دوشیزگی و پاکیدامنی

خشخاش: تنبلی و سستی

شکوفه پرتقال: علاقه به ازدواج

سنبل: اندوه و تاسف

شب بو: عشق در حال سیه روزی و بدبختی

زنبق سفید: عفت و پاکدامنی

کاملیای سفید : قابل ستایش و پرستیدنی

کاملیای صورتی: در آرزوی رسیدن به یکدیگر

کاملیای قرمز : عشق آتشین

نیلوفر آبی : حقیقت

آنتوریوم: عشق ، علاقه و محبت

داوودی : تو دوست فوق العاده من هستی

آفتابگردان : ستایش ، غرور و پرستش

نرگس : غرور و خودبینی

نرگس زرد : احترام

اقاقیا : عشق پاک

کاکتوس: پایداری و استقامت

لاله : عاشق واقعی

مریم : لذت بردن

میخک : جواب مثبت به درخواست عشق

قاصدک : وفاداری ، خوشبختی و صداقت 

نسترن : احساس همدلی و تقاضای دوست داشتن

پامچال : بدون تو ادامه زندگی را نمی خواهم.

یاسمن : شادی و دلپذیری

رزماری : یادآوری خاطرات گذشته

البته تعداد شاخه های دسته گل اهدایی هم معنای مختلفی دارد:

یک شاخه گل: توجه

سه شاخه گل:  احترام

پنج شاخه گل: علاقه و محبت

هفت شاخه گل: عشق  

10 شاخه گل لاله نشانه یک عشق بی نظیر و ماندگار می باشد.

علاقه و توجه به گل تا اندازه ای اهمیت دارد که برخی ملت ها از گل به عنوان علامت کشور خود استفاده کرده اند.

بلژیک: گل آزالیا

انگلستان: رز

رومانی: رز

هلند: لاله

کانادا: برگ افرا

یونان: بنفشه

چین: نرگس

مصر: نیلوفرآبی

ایران: گل سرخ

مکزیک : کاکتوس

لیتوانی: رو

ژاپن:  داودی

هندوستان: نیلوفر

اسپانیا: درخت انار

لهستان: گل گندم

پاراگوئه: شکوفه پرتقال

یکشنبه هفدهم آبان 1388 توسط عطا |

چند شعر عاشقونه

b#@!^%$(*&
ری را

سادگی را
من از نهانِ یک ستاره آموختم
پیش از طلوعِ شکوفه بود شاید
با یادِ یک بعداز ظهرِ قدیمی
آن قدر ترانه خواندم
تا تمامِ کبوترانِ جهان
شاعر شدند.


سادگی را
من از خوابِ یک پرنده
در سایه‌ی پرنده‌یی دیگر آموختم.
باد بوی خاصِ زیارت می‌داد
و من گذشته‌ی پیش از تولدِ خویش را می‌دیدم.
ملایکی شگفت
مرا به آسمان می‌بُردند،
یک سلولِ سبز
در حلقه‌ی تقدیرش می‌گریست،
و از آنجا
آدمی ... تنهاییِ عظیم را تجربه کرد.


دشوار است ... ری‌را
هر چه بیشتر به رهایی بیندیشی
گهواره‌ی جهان
کوچک‌تر از آن می‌شود که نمی‌دانم چه ...!


راهِ گریزی نیست
تنها دلواپسِ غَریزه‌ی لبخندم،
سادگی را
من از همین غَرایزِ عادی آموخته‌ام.

 

از من بگیر

نان را از من بگیر ، اگر میخواهی ،
هوا را از من بگیر ، اما
خنده ات را نه .

گل سرخ را از من بگیر
سوسنی را كه میكاری ،
آبی را كه به ناگاه
در شادی تو سرریز میكند ،
موجی ناگهانی از نقره را
كه در تو میزاید .

از پس نبردی سخت باز میگردم
با چشمانی خسته
كه دنیا را دیده است
بی هیچ دگرگونی ،
اما خنده ات را كه رها میشود
و پرواز كنان در آسمان مرا میجوید
تمامی درهای زندگی را
به رویم میگشاید

عشق من ، خنده تو
در تاریك ترین لحظه ها میشكفد
و اگر دیدی ، به ناگاه
خون من بر سنگفرش خیابان جاری ست ،
بخند ، زیرا خنده تو
برای دستان من
شمشیری است آخته .

خنده تو ، در پاییز
در كنار دریا
موج كف آلوده اش را
باید برفرازد ،
و در بهاران ، عشق من ،
خنده ات را میخواهم
چون گلی كه در انتظارش بودم ،
گل آبی ، گل سرخ
كشورم كه مرا میخواند .

بخند بر شب
بر روز ،
 بر ماه ،
بخند بر پیچاپیچ
خیابان های جزیره ، بر این پسر بچه كمرو
كه دوستت دارد ،
اما آنگاه كه چشم میگشایم و میبندم ،
آنگاه كه پاهایم میروند و باز میگردند ،
نان را ،
 هوا را ،
روشنی را ،
 بهار را ،
از من بگیر
اما خنده ات را هرگز
تا چشم از دنیا نبندم ...
 

(پابلو نرودا )

 

لحظه های تازه

با تو ، از نام تو هم آبی ترم

خلوتی سرشار از نیلوفرم

عشق ، همرنگ نگاهت می شود

وقتی از چشم تو ، نامی می برم

لحظه های تازه ات را مثل گل

می گذارم لابه لای دفترم

وقتی از دست زمین و آسمان

لعنت و دشنام ، می ریزد سرم؛

خستگی های خودم را ، پیش تو

در کنار دفترم می گسترم

بعد از آن ، حرف دلم را بیت بیت

اندک اندک ، بر زبان می آورم

ما دو تا ، از خویش خالی نیستیم

تو لجوجی ، من پر از شور و شرم

گرچه تو از من ، کمی شیدا تری

من هم از تو ، اندکی عاشق ترم

تو اگر یک لحظه پروازم دهی

شاید از هفت آسمان هم ، بگذرم...

 

 

 

یکشنبه هفدهم آبان 1388 توسط عطا |

یکماه تا موفقیت

روز اول
از كارهایی كه ناچاری انجام دهی لذت ببـــر.
نق زدن تنها تو را خسته تر می كند و نمی گذارد كار را درست انجام دهی.
اما اگر با موفقیت مانند یك دوست رفتار كنی.
مثل سگ همه جا به دنبالت خــــــواهد بود.


روز دوم
سعی كن كارهایت را از صمیم قلب انجام دهی.
نه به صرف این كه ناچاری انجام دهی.
باید به كارت ایمان داشته باشی.
یك جریان آب ضعیف ، تنها نیمی از باغچه را آبیاری می كند.


روز سوم
همه چیز را همانطور كه هست بپذیر.
خواستن تنها، چیزی را تغییر نمی دهد.
خواستن، باد را از وزیدن باز نمی دارد و برف را به آب نبات تبدیل نمی كند.
اگر می خواهی چیزها را بهتر از خودشان تبدیل كنی، با آنها همان گونه كه هستند مواجه شو.


روز چهارم
تمرین كن تا از درون شاد باشی.
اجازه نده دیگران برای شاد كردن تو تصمیم بگیرند.
خودت رئیس كارخانة شادی سازی باش.


روز پنجم
ذهنت را همانند ابر سفیدی كه در آسمان است، آزاد كن.
تلاش كن، اما نتایج كار را واگذار تا با هم كار بیایند
برای ابر چه فرقی می كند باد از كدام سو بوزد.
چرا وقتت را برای چیزی كه در كنترل تو نیست، تلف می كنی؟


روز ششم
وقتی تصمیم به انجام كاری می گیری،
از خود نپرس : من چه می خواهم ؟
بلكه بپرس : چه كاری به نفع همه است ؟
اگر به فكر منافع دیگران باشی، دیگران در كنارت كار خواهند كرد و كمكت خواهند كرد تا موفق شوی.

روز هفتم
هنگام تصمیم گیری ابتدا نباید بپرسی، از این كار چه نفعی عایدم خواهد شد؟
پرسش درست این است كه : چه كاری به نفع همه است؟
خانه زمانی مستحكم خواهد شد كه همة دیوارهایش استوار باشند.


روز هشتم
وقتی كار به مشكل می خورد، نه دیگران را سرزنش كن و نه خود را،
انسان وقتی شنا یاد می گیرد كه از فرو رفتن در آب نترسد.


روز نهم
برای موفقیت در هر كار،
باید ابتدا تصویر واضحی از نقشة كار داشته باشی.
آن گاه، همان طور كه در باد شدید، نخ بادبادك را محكم نگه می داری،
باید هدفت را هم به همان محكمی نگه داری.


روز دهم
اگر طرحی در عمل مشكل تر از آن شد كه فكر می كردی،
دلسرد نشو.همه چیز این دنیا همین طور است،
خصوصاً اگر ارزشمند باشد.
لاجرم خود حبابی بیش نبود، زیبا اما توخالی.


روز یازدهم
مشكلات ما را قوی و به سمت
پیروزی های بزرگ تر هدایت می كنند.
كوهنوردی آسان نیست، اما منظره ای هم كه
از قله كوه دیده می شود، بسیار زیباست.


روز دوازدهم
اراده ات را قوی كن.
خود را وارد به انجام كارهایی كن كه برایت مشكل اند.
سپس آنها را با جدیت انجام بده.
بعد از مدتی خواهی دید كه اراده ات همانند
گرزی فولادی سخت و درخشان شده است.


روز سیزدهم
با انرژی كامل روی كارهایت تمركز كن.
شیشه های رنگی كلیسا، هنگام عبور نور از آنها
بسیار زیبا و درخشان می شوند.
كارهایت را هم اگر با انرژی انجام دهی،
شفاف و زیبا خواهند شد.


روز چهاردهم
هنگامی كه قصد انجام كاری را داری، از خود نپرس :
دیگران آن را چگونه و با چه روشی انجام داده اند ؟
بلكه بپرس : چگونه می توانم آن را درست و به بهتـــــــــرین وجه ممكن انجام دهم.
این را بدان كه همواره حقیقتی تازه در انتظار كشف شدن است.
بدون احساس وجود این حقایق، كریستف كلمب
هرگز به آمریكا نمی رسید و گراهام بل تلفن را اختراع نمی كرد.


روز پانزدهم
هر كاری را با جان و دل انجام بده.
اگر شعاع انرژی ات را مانند ذره بینی كه نور خورشید را متمركز می كند،
روی موانع تمركز دهی،
هر مانعی كه سر راهت باشد خواهد سوخت.


روز شانزدهم
امروز را آغازی تازه بدان.
چرا به چیزی كه دیروز اتفاق افتاده، یا انجام شده فكر می كنی؟
زندگی رودخانه ای است كه مدام به سمت آینده در جریان است.
هیچ قطره ای از آن دوبار از زیر یك پل رد نمی شود.
كار را با روشی تازه انجام بده، بهتر از همیشه.


روز هفدهم
افكار و رویاهایت را بسط بده.
هنگامی كه در بیرون چمنزاری پهناور است
كه از هر سو تا افق امتداد دارد.
چرا خود را در آغل حبس كنی.


روز هجدهم
نگذار افكار و ذهنیاتت به صورت عادت درآیند.
سعی كن هرگز در جا نزنی.هر روز از زاویه ای تازه به كارها نگاه كن.
زندگی یك صحنة پر از ماجراست.
به اطرافت نگاه كن: نشانه های زیبایی وجود دارند كه به كشفیات تازه اشاره می كنند.


روز نوزدهم
مهم ترین چیز احساسی است كه نسبت به كارت داری.
وجود رنگ های تیره در یك تابلوی نقاشی.
نشانة افسردگی نقاش آن تابلوست.
رنگ های روشن، حاكی از وجود روشنایی و انرژی در زندگی نقاش آن تابلوست.
هر كاری را با شادی انجام بده، تادیگران را هم شاد كنی.


روز بیستم
زندگی مثل یك تاب است كه هم می تــــــــــواند سرگرم كننده باشد و هم حال به هم زن.
اگر هر بار كه تاب می خوری احساس شگفتی كنی،
لذت تاب خوردن را احساس خواهی كرد.
در زندگی هم هر بار كه كاری را انجام می دهی،
از انجام آن شگفتی احساس كن.


روز بیست و یكم
حرف حق را بپذیر و كاری به گویندة آن نداشته باش.
مثلاً اگر بوی دود را احساس می كنی و طوطی ات فریاد بزند كه :
خانه آتش گرفت!
آیا به مهمانهایت خواهی گفت :
این طوطی نمی فهمد چه می گوید؟


روز بیست و دوم
عقاید را با حقایق اشتباه نكن.
حقیقت مانند دانة بادام است،
و عقاید پوستة آن دانة بادام هستند.
اگر به دنبال حقیقت هر چیز هستی،
باید پوسته را بكنی، تا خود دانه را ببینی.


روز بیست و سوم
قبل از انجام هر كار مهمی، اول ببین
چه احساسی نسبت به انجام آن داری.
آیا آن كار را مهم می دانی؟ آیا واقعی به نظرت می رسد؟
آیا به دیگران كمك می كند؟


روز بیست و چهارم
هنگام غلیان احساسات، هیچ تصمیم مهمی نگیر.
در این صورت اشتباه خواهی كرد.
اول درونت را آرام كن.
ذهن مانند یك دریاچه است.
هنگام غلیان احساس، دریاچه مواج است.
دریاچه هنگامی نور ماه را منعكس می كند كه آرام باشد.


روز بیست و پنجم
هنگام مواجه شدن با مشكلی یادت باشد كه حتماً راه حلی وجود دارد.
زیرا هر چیز با جفتش به وجود می آید.
بعد از هر سقوطی ، صعودی و بعد از هر شبی، روزی وجود دارد.
ذهنت را روی راه حل ها متمركز كن.
برای بیرون آمدن از یك اتاق باید در را پیدا كنی،
نه این كه به دیوارها فكر كنی.


روز بیست و ششم
همواره از نعمتهایی كه زندگی به تو بخشیده است،
شاد باش و به خاطر آنچه كه نداری گله مند نباش.
ساختمان با سنگ هایی ساخته می شود كه در دسترس اند،
نه با سنگ های حیاط خانة دیگران.


روز بیست و هفتم
سعی كن مثل ماشین خرابی كه خاموش نمی شود،
دائماً در حال عذرخواهی نباشی.
با این كار توجه دیگران را به اشتباهاتت جلب خواهی كرد.
تلاش كن كه بهترین را انجام دهی.
آن گاه لبخند بزن و حركت كن.
تنها خداوند كامل است.


روز بیست و هشتم
هر كار خیری كه در این دنیا انجام دهی،
بیش از هر كس به خودت كمك خواهد كرد،
به تو قدرت و انرژی و درك بیشتر خواهد بخشید.
اگر خودت نقاشی كنی،
دیگران از تماشای آن لذت خواهند برد.
ضمن آنكه در حین كار
تجربه ات هم در نقاشی بیشتر شده است.


روز بیست و نهم
برای عمل كردن از درونت فرمان بگیر.
برای تفكر از درونت راهنمایی بجو.
زیرا درك و آگاهی را باید دریافت كنی
و نمی توانی خودت خلق كنی.
زمین هنگامی گرم می شود كه
به سمت خورسید متمایل باشد.


روز سی ام
هر چیز كه راست و درست باشد،
به نفع تو و دیگران خواهد بود.
خداوند بهتر از هر كس می داند كه
چه چیز به تو شادی واقعی می بخشد.
آیا یك گیاه می فهمد كه باد، آن را تقویت می كند
یا باران ملال آور باعث
رشد گل های زیبا می شود.


روز سی و یكم
هرگز مغرور نشو،
زیرا غرور میكروبی كشنده است.
غرور به تدریج عقل را زایل می كند
و باعث می شود هیچ كاری را بدرستی انجام ندهی

یکشنبه هفدهم آبان 1388 توسط عطا |

این روزا

LATINO_LOVE....JPG

این روزا عمر عاشقی دو روزه
ایشالا پی عاشقی بسوزه
بلا به دور از این دلا ی عاشق
كه جمعه عاشقند وشنبه فارق
گذاشته روی میز من یه پوشه
كه اسم عشق های بنده توشه:
زری پری سكینه زهره سارا
وجیهه و ملیحه وثریا
نگین ونازی وشهین ونسرین
مهین ومهری و پرند وپروین
چهارده فرشته و سه اختر
دو لیلی وسه اشرف و دو آذر
سفید و سبزه گند می و زاغی
بلوند وقهوه ای و پر كلاغی ...
هزار خانمند تو ی این لیست
با عده ای ك اسمشون یادم نیست!!
گذشت دوره ای كه ما یكی بود
خدا وعشق آدما یكی بود
نا مه مجنون به حضور لیلی
می رسه اینترنتی وایمیلی!
شیرین می ره می شینه پیش فرهاد
روی چمن تو پارك بهجت آباد!
زلفای رودابه دیگه بلند نیست
پله كه هست نیازی به كمند نیست!
تو كوچه غوغا می كنند و دعوا
چهار تا یوسف سر یه زلیخا!!!
نگاه عاشقونه بی فروغه
اگه میگن عاشقتم دروغه!!!
تو كوچه های غربی صناعت*
عشقو گرفتن از شما جماعت!
كجا شد اون ظرافت و كرشمه
نگاه دزدكی كنار چشمه!
كجا شد اون به شونه تكیه كردن
كنارجوب آب گریه كردن؟
دلای بی افاده یا دش به خیر
دختركای ساده یا دش به خیر...

یکشنبه هفدهم آبان 1388 توسط عطا |

فقط کمی خنده و نه چیز دیگه

به یک آخونده میگن، شما از خودت کون گشاد تر دیدی تاحالا؟

  میگه آره، اونهایی که به من میگن التماس دعا حاج آقا

 پس از منفی شدن جواب آزمایش ایدز بهروز، موجی از شادی و شعف

 شهرستان قزوین را فراگرفت

 علی دایی می ره اردبیل نون بگیره چادر سرش می کنه تا کسی نشناسش

 توی صف خودشو می چسبونه به یه خانم تُپل

 خانمه می گه : علی ول کن منم رضا زاده

 رشتیه به دوستش می گه: یه جا بلدم شام میدن! مشروب میدن!تریاک میدن!

 آخرش هم 30000 تومن میدن!! دوستش میگه: کجاست؟!!

 میگه: خودم نرفتم زنم رفته بلده

 یه روز غضنفر تو تاکسی بود جو میگیرتش کرایه راننده رو هم حساب میکنه

 

 به خروسه میگن چرا سرما خوردی ؟؟؟ میگه از یه مرغ منجمد لب گرفتم

 یه فیلسـوف قـزوینی میگه: « تا امید هست،آرزو نمی کنم

 ترکه تو خواب داره پلی استیشن بازی می کنه تو بازی زنشو می کشه

 می ره مرحله بعد،یهو از خواب

پا می شه میبینه زنش جلوش نشسته،می گه ای داد یادم رفت سیوش کنم

رشتیه زنش رو برد دکتر

دکتر: برای خانمتون 3

روز نزدیکی تجویز می کنم. رشتیه :خانم رو بیارم

مطب یا تشریف میارید منزل؟

زنه میره دکتر میگه

آقای دکتر این سینه ام اینقده درد میکنه که میخوام

بکنمش بندازم جلوی گربهدکتره میگه : میو میو میو

تبلیغات کرم موبر : قبل از مصرف : میرزا کوچک خان

 بعد از مصرف : دیوید بکهام مصرف نادرست : رفسنجانی 16.gif

به ترکه میگن تو شهرتون آثار باستانی دارین ؟

میگه نه ولی دارن میسازن

 بسیجیه میره داروخانه میگه : آقا شربت شهادت می خواستم

لره پیش بچه هاش میگوزه همه بچه هاش میزنن زیر خنده .

 اشک تو چشاش جمع میشه میگه

 خدایا این شادی رو از خانواده ام نگیر

لره مادرشو میبره پیش دکتر ؛ دکتر معاینه میکنه میگه

 باید پرهیز بکنه....لره میگه:آقای دکتر قربانت برم الهی...

 نمیشه خودت بکنی آخه پرویز دهن لقه میره به همه میگه

لره بعد از2سال ازسربازی برمیگرده،تو کوچه داداشش رو می بینه

 که ریشش بلند شده و خیلی ناراحته،ازش می پرسه چی شده

 چرا ناراحتی،داداشش چپ چپ نگاهش می کنه وجواب نمیده.

 میره درخونه اون یکی داداشش رو می بینه که

 اون هم با ریشهای بلند وقیافه ناراحت نگا نگاهش میکنه

خیلی نگران میشه،می پرسه چه اتفاقی افتاده؟بابا طوری شده؟اونم

 محلش نمیزاره.میره تو خونه باباشو می بینه که ریشش حسابی بلند شده

وخیلی ناراحته میگه من

می دونم که نه نه طوریش شده باباش با عصبانیت میگه

 پدرسوخته موقعی که

 داشتی می رفتی خدمت ریش تراش رو کجا بردی

 

 لره 500 تومن به پسرش میده میگه این رو 300 ماست بخر

 200 تومن مال خودت پسرش میگه نمیرم.

 میگه 1000 تومن 500 مال خودت 500 ماست بگیر میگه نه

 میگه بیا 1500 تومن 1000 تومن مال خودت 500 ماست بگیر

 میگه نه. میگه بیا 2000 تومن بگیر 1500 مال خودت

 500 تومن ماست بخر پسرش میگه نمیرم.

 لره شاکی میشه میگه پدرسگ

 پس بیا تو مادرت رو بکن من برم ماست بخرم

 

 بچه مثبته از لره میپرسه : آقا ببخشید... خیلی خیلی عذر

 میخوام..شرمنده.. روم به دیوار.. اسمتون چیه؟

 لره شاکی میشه، میگه: ایجو که تو پرسیدی، اسمم انه

 لره میخواسته آتش نشان بشه

 توی آزمون استخدامی ازش میپرسند اگر جنگل آتش بگیره

و اون اطراف

آب نباشه چه کار  میکنی؟ لره میگه: هیچی تیمّم می کنیم

یه روز یه مجلس عزا داری بوده بین ترک ها و لر ها

شیخ می گه : برقها رو خاموش کنید می خوام ببرمتون کربلا

وقتی برقها می یاد می بینن لر ها چمدون به دستن

می پرسن پس ترکها کجان؟ می گن اونا تو ترمینال منتظرن

شنبه شانزدهم آبان 1388 توسط عطا |

شخصیت شناسی از روی باسن

طبق آخرین نظریه پژوهشگر بریتانیایی "سام آموس" (Sam Amos)، شکل و اندازه باسن تنها سایز شلوار جین را معین نمی کند. بلکه بیانگر شخصیت شما (یا دوست دخترتان) نیز می تواند باشد.

به گفته "سام آموس" باسن ها را از لحاظ شکل ظاهر و تشابه آن با میوه ها، می توان به شش دسته تقسیم بندی کرد که توضیح هر یک نیز به همراه آن می آید:

1. سیب (کروی، مدور)
زنانی خوشحال، علاقه مند به ورزش و پایبند به رژیم غذایی.

شخصیت شناسی از روی باسن


2. هلو (محدب، کپل ها به سمت خارج)
قابل اطمینان و صادق! همچنین زنانی بسیار گشاده رو هستند.

شخصیت شناسی از روی باسن


3. گیلاس ( کوچک، کم گوشت)
ظاهر دخترانه توأم با تجربه های زنانه. توسط هر کس دوست داشته می شود. شرکای خوبی نیز هستند.

شخصیت شناسی از روی باسن


4. بادام (پهن در قسمت کمر اما پایین تر باریک به نظر می آید)
مطمئن، بی پروا، رازدار، صاحب شغلهای مهم، اغلب ارشد و صاحب سبک.

شخصیت شناسی از روی باسن


5. توت فرنگی (بالا و قلمبه)
این زنان مهربان و از کمک کردن به دیگران لذت می برند. اما بسیار هم حساس هستند و به سرعت دلشان می شکند.

شخصیت شناسی از روی باسن


6. گلابی (باریک در بالا، پهن تر در پایین)
برخی از این زنان افسرده هستند. از تنها بودن لذت می برند، خجالتی هستند. از اعتماد به نفس نسبتاً کمتری برخورداند.

شخصیت شناسی از روی باسن

     

شنبه شانزدهم آبان 1388 توسط عطا |

مطلبی علمی درباره گوز و گوزیدن

عکس از نحوه گوزیدن در زیر آب



 







منبع گوز – هوای بلعیده شده هنگام خوردن و نوشیدن
گاز جذب شده از خون توسط دیواره روده


- گاز حاصل ازواکنشهای شیمیایی روده و
- گاز تولیدی در اثر فعالیتهای باکتریهای روده

ساختار گوز

ساختار دقیق گوز در افراد مختلف و در اوقات مختلف بر مبنای غذای فرد متفاوت است. قسمت اعظم هوای بلعیده شده اکسیژن است که قبل از رسیدن به روده جذب بدن می شود و فقط نیتروژن باقی می ماند. بقیه هم شامل دی اکسید کربن، هیدروژن و متان است. هر چه باد بیشتر در روده نگه داشته شود، میزان نیتروژن آن بیشتر می شود چون بقیه امکان جذب دوباره به بدن را دارند. در ضمن افراد عصبی و عجول اکسیژن بیشتری در روده دارند و گوزوتر هستن


بوی گوز

پ.ن یکی از خوانندگان خوب آدرس سایت اصلی را داده متاسفانه برای من فیل طور بود و من نتوانستم ببینم

بوی حاصل از گوز بیشتر به خاطر ترکیبات گوگردی مثل سولفید هیدروژن است. غذاهایی چون کلم، تخم مرغ و گوشت بوزا هستند. لوبیا بطور اخص بوی شدید ندارد ولی حجم گاز را خیلی زیاد می کند.


صدای گوز


صدای گوز حاصل ارتعاشات دهانه مقعد هنگام خروج گاز است. نوع و شدت صدا بستگی به شتاب گاز و تنگی ماهیچه اسفنکتر مقعد دارد.



چرا چس گرم و کم صداست درحالیکه گوز پرصدا و کم بوست؟

گوز بیشتر حاصل بلعیدن هواست و حجیم است. برای همین هم صدای بیشتری دارد در حالیکه چس حاصل فعالیتهای باکتریهای روده است که گازهای گوگردی تولید می کنند و در اثر این واکنشها حرارت هم ایجاد می شود ولی این گازها کم حجم ترهستند و به همین دلیل کم صداترند.

یک فرد عادی در روز چقدر می گوزد؟

به طور متوسط، هر فرد روزانه نیم لیتر گوز تولید می کند و 14 مرتبه در روز می گوزد.

آیا ممکن است کسی اصلا نگوزد؟
خیر! همه می گوزند. حتی مرده ها تا چند ساعت پس از مرگ ممکن است بگوزند (بخاطر گازهای جمع شده در روده قبل از مرگ).

آیا مردها بیشتر از زنها می گوزند؟


خیر! تفاوت در میزان گوز بستگی به جنسیت ندارد و بیشتر مربوط به عادات غذاخوردن و بلعیدن هوا و ژنتیک است. اما مردها آزادانهتر از زنها می گوزند و زنها در این مورد بخاطر قواعد اجتماعی بیشتر خودداری و مخفی کاری می کنند.


احتمال گوزیدن در چه وقت از روز بیشتر است؟

صبح اول وقت بعد از بیداری.


چرا حبوبات گاز تولید می کنند؟

حبوبات حاوی چند نوع قند هستند که برای انسان قابل هضم نیست و وقتی این قندها به روده می رسد، باکتریهای روده جشن می گیرند و حسابی گاز تولید می کنند. بقیه غذاهای گاز ساز عبارتند از: فلفل دلمه ای، کلم سنگ، کلم پیچ، شیر، نان، تخم مرغ، آبجو، و کشمش.

چه کارهای دیگری باعث تولید گاز میشود ؟


بلعیدن تند غذا و آب (درمان: جویدن با دهان بسته و آرام غذا خوردن)، آدامس جویدن، سیگار، لیسک و آب نبات، نوشابه های گازدار، صعود در هواپیما (بخاطر افت فشار) و عصبی بودن.

آیا نگه داشتن گوز ضرر دارد ؟


در این مورد نظرات متفاوت است. قدیمی ها معتقد بودند که ضرر دارد. کلادیوس، امپراطور روم، به خاطر حفظ سلامت عمومی، گوزیدن در جشنهای دربار را آزاد کرده بود. اما دکترهای امروزی می گویند که خودداری ضرری ندارد. فقط فشار گاز ممکن است باعث دل درد شود. بعضی دکترها هم اعتقاد دارند که خودداری مداوم در دراز مدت باعث گشادی و ورم مزمن دیواره روده می شود.

تا چه مدت می شود گوز نداد ؟ 


گوز به محض اینکه فرصت پیدا کند و ماهیچه تان را شل کنید فرار می کند. حتی اگر تمام روز هم خودتان را کنترل کنید، بعد از خواب رها می شود. باور ندارید یک شب در پروازهای بین قاره ای در هواپیما نخوابید و به دقت گوش کنید ببینید چه می شنوید.


آیا همه در خواب میگوزند ؟

خیر! اکثر مردم از کودکی یاد می گیرند که در خواب دریچه (اسفنکتر) مقعد را کنترل کنند و به همین خاطر هم صبحها بعد از بیداری می گوزند ولی اکثر کسانی که در طول روز خودداری می کنند، در خواب ناخودآگاه می گوزند. حتما متوجه شده اید که گاهی اوقات اگر خودتان را کنترل کنید گوز برطرف می شود. این موقتی است چون باد به قسمتهای داخلی روده مهاجرت می کند و جذب نمی شود بلکه بعدا با قدرت بیشتری هجوم می آورد.



بهترین راه برای رد گم کردن گوز چیست ؟



یک شرکت آمریکایی به نام fartypants هست که گوزقنداق می فروشد: چیزی شبیه به نوار بهداشتی که در داخل شلوار قرار می گیرد و بوی چس و کمی از صدای آن را به خود جذب می کند. ولی اگر از این چیزها ندارید، از روشهای سنتی استفاده کنید. مثلا اگر در جمع هستید خیلی طبیعی رفتار کنید، انگار نه انگار چیزی شده و اگر صدایش بلند بود با سرعت برگردید و با تعجب به نفر بغل دستی یا پشت سری خودتان نگاه کنید.


آیا واقعا گوز با کبریت شعله ور میشود ؟


بله! باور ندارید امتحان کنید. فقط مواظب باشید که کار خطرناکی است. بنا به آمار، یک چهارم کسانی که این کار را کرده اند کونشان را سوزانده اند چون شعله به سمت مقعد پس می زند. در ضمن امکان آتش گرفتن لباس و چیزهای دیگر دور و بر هم هست. همانطور که قبلا ذکر شد، گوز حاوی گازهای متان و هیدروژن است که هر دو گاز شدیدا اشتعال پذیر هستند. رنگ شعله حاصله آبی (متان) یا زرد (هیدروژن) است.



آیا تا بحال کسی از راه گوزیدن امرار معاش کرده است؟



بله! معروفترین گوزوی جهان یک فرانسوی است بنام لوپتومین که در اوایل قرن 20 نمایش اجرا می کرد. این آقای هنرمند می توانست با مقعد آب هورت بکشد. در نمایشها لوپتومین در یک ظرف آب می نشست و تمام آبها را از مقعد بالا می کشید و بعد مثل شلنگ آتش نشانی با قدرت بیرون می پاشید. کار دیگرش این بود که هوا را از مقعد به درون می کشید و بعد به صورت موزیکال بیرون می داد و یا صدای پرنده ها و حیوانات دیگر را در می آورد.

چند نکته دیگر
بوی چس حیوانات گوشتخوار مثل سگ و گربه خیلی بد است

سگها از بوی چس آدم خوششان می آید و برای همین دنبال سر آدمهایی که چسیده اند راه می افتند تا لذت ببرند
قهرمان گوز در میان حیوانات موریانه است (بخاطر رژیم چوب) و به گفته دانشمندان به خاطر بالا بودن تعداد این حشرات، گوز موریانه ها یکی از عوامل تاثیرگذار بر گرم شدن جو زمین است

گاز متان حاصل ازگوز و آروغ گاوها و گوسفندان (و سایر نشخوارکنندگان) هم از عوامل گرمازا و آلوده کننده جو زمین است. برای همین دانشمندان ژنتیک نیوزیلند مشغول یافتن راهی برای تولید گاو و گوسفندهایی هستند که متان تولید نکنند. گوز نشخوار کنندگان بی بو است ولی نسبت به انسان بسیار پر صداتر و طولانی تر است

اگر در یک محیط کوچک و سربسته (مثل آسانسور یا زیر لحاف) زیاد بچسید، ممکن است دچار سرگیجه شوید (بخاطر کمبود اکسیژن و بالا بودن میزان گازهایی مثل متان و دی اکسید کربن) ولی مطمئن باشید خفه نخواهید شد.

     

شنبه شانزدهم آبان 1388 توسط عطا |

اگه دخترا برن سربازی چی میشه ؟!!!

2d564e165c01e90224807027abbd8ee0.jpg


صبحگاه:
فرمانده: پس این سربازه ها (بجای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم سربازه !)
کجان؟
معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن

ساعت 10 صبح همه بیدار میشوند...
سلام سارا جان
سلام نازنین، صبحت بخیر
عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر
سلام نرگس
سلام معصومه جان
ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی

...

صبحانه:
وا...اقای فرمانده، عسل ندارید؟
چرا کره بو میده؟
بچه ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفغ میکنه
آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم

...

بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)

فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید
وا نه، لباسامون خاکی میشه ...
آره، تازه پاره هم میشه ...
وای وای خاک میره تو دهنمون ...
من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا ...

...

ناهار
این چیه؟ شوره
تازه، ادویه هم کم داره
فکر کنم سبزی اش نپخته باشه
من که نمی خورم، دل درد میگیرم
من هم همینطور چون جوش میزنم
فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!
بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟
برو خودت غذا درست کن
والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی کنم، حالا واسه تو..

چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد

...

بعد از ناهار
فرمانده: کجان اینا؟
معاون: رفتن حمام

فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد ، اما صدای داد او در میان جیغ سربازه ها گم میشود...
هوووو....بی شعور
مگه خودت خواهر مادر نداری...
بی آبرو گمشو بیرون...
وای نامحرم...
کثافت حمال...
(کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی گشاده ایستاده است!!)

...

بعد از ظهر
فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟
یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟
جوجه بدون برنج
رژیمی عزیزم؟
آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.

...

شب در آسایشگاه
یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟
فرمانده: بله بسیار زیاد!
خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم
فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!

فرمانده میره تو آسایشگاه:
وا...عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو
راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو

فرمانده: بلندشید برید بخوابید!

همه غرغر کنان رفتند جز 2 نفر که روبرو هم نشسته اند
فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟
واستا ناخونای پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم.
آره فری جون؛ صبر کن این یکی پام مونده
فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.
سرباز: آخه گناه داره، طفلکی
مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجبا

شنبه شانزدهم آبان 1388 توسط عطا |

مراحل اجرای آداب و رسوم ایرانی در ازدواج












 

شنبه شانزدهم آبان 1388 توسط عطا |

تعاریف مختلفی از زن




زن شاهکار خلقت است
برنارد شاو

زیباترین خوی زن ، نجابت اوست
ارد بزرگ

در دنیا تنها دو چیز زیباست ، زن و گل
مالرب

تمدن چیست ؟ نتیجه نفوذ زنان پاکدامن است
امرسون

زن رسماً مربی مرد و مهّذب اخلاق اوست
آناتول فرانس

اگر زن نبود نوابغ جهان را چه کسی پرورش می داد ؟
ناپلئون

مردان آفریننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان
رومن رولان

مردان قانون وضع می کنند و زنان اخلاق به وجود می آورند
کونته ورسیه

با زنی ازدواج کنید که اگر مرد می بود بهترین دوست شما می شد
بردون

خشم زن مانند الماس است می درخشد اما نمی سوزاند
رابیندرانات تاگور

هرچه ایمان مرد به هوشش بیشتر شود زن بهتر میتواند گولش بزند
لرد بایرن

زن تاج سر آفرینش است ، او شریک زندگی و یار ساعات درماندگی است
گوته

زنانیکه می خواهند مرد باشند ، زنانی هستند که نمی دانند زن هستند
الکساندر دوما

برای تحمل شدائد زندگی باید عاشق چیزی بود ، کاری ، زنی ، آرمانی و ...
مارکوس آنا

منشأ هر کار بزرگی زن است ، زن کتابی است که جز به مهر و محبت خوانده نمی شود
لامارتین

چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند ، مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش
ویلیام شکسپیر

زن زشت در دنیا وجود ندارد فقط برخی از زنان هستند که نمی‌توانند خود را زیبا جلوه دهند
برنارد شاو

هر کجا مردی یافت شد که به مقامات عالیه رسیده یقیناً زنی پاکدامن او را همراهی کرده است
شیلر

زن عاقل به تربیت همسرش همت می گمارد و مرد عاقل می گذارد که زنش او را تربیت کند
مارک تواین

هیچ چیز غرور مرد را مثل شادی زنش ارضاء نمی کند ، چون همیشه آنرا مربوط به خود میداند
جونسون

مردانیکه بیشتر از حقوق و هنجار زنان پشتیبانی میکنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن میتازند
ارد بزرگ

زنان بخوبی مردان میتوانند اسرار را حفظ کنند ولی به یکدیگر میگویند تا در حفظ آن شریک باشند
داستایوفسکی

اگر شناخت زن و مرد نسبت به ویژگی های درونی و بیرونی یکدیگر بیشتر گردد کمتر دچار گسست می شوند
ارد بزرگ

زن کانون پرفروغ خانواده ، مرکز مهر ، مظهر عشق ، نمایشگر پاکی ،نمونه عطوفت و چشمه عنایت است
اقبال لاهوری

آیندۀ اجتماع در دست مادران است. اگر جهان به میانجیگری زن گرفتار شود ،تنها اوست که می تواند آن را نجات دهد
ابوفور

به هر اندازه که زن آرام و مطیع و با عصمت و با عفت است ،به همان اندازۀ قدرت فرمانروایی او شدیدتر و استوارتر است
میشله

زن وقتیکه دوست بدارد ، غیر از محبوب خود چیزی را نمی بیند و هرچه عاطفه ، مهربانی و نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد .
آلفونس دوده

کسانیکه ازدواج کرده اند خود را ناراضی نشان می دهند و می گویند زن بد است ، زیرا می خواهند فقط و فقط خودشان از این موهبت تمتّع گیرند .
دیسرائیلی


اگر هر بار که لبخند بر لبانم می نشانی به آسمان می رفتم و ستاره ای می چیدم آسمان شب دیگر مثل کف دست بود........

جمعه پانزدهم آبان 1388 توسط عطا |

رفتم و شد

با کراوات به دیدار خدا رفتم و شد

بر خلاف جهت اهل ریا رفتم و شد

ریش خود را ز ادب صاف نمودم با تیغ

همچنان آینه با صدق و صفا رفتم و شد

با بوی ادکلنی گشت معطر بدنم

عطر بر خود زدم و غالیه سا رفتم و شد

حمد را خواندم و آن مد "ولاالضالین" را

ننمودم ز ته حلق ادا رفتم و شد

یکدم از قاسم و جبار نگفتم سخنی

گفتم ای مایه هر مهر و وفا، رفتم و شد

همچو موسی نه عصا داشتم و نه نعلین

سرخوش و بی خبر و بی سرو پا رفتم و شد

"لن ترانی" نشنیدم ز خداوند چو او

"ارنی" گفتم و او گفت "رثا" رفتم و شد

مدعی گفت چرا رفتی و چون رفتی و کی؟

من دلباخته بی چون و چرا رفتم وشد

تو تنت پیش خدا روز و شبان خم شد و راست

من خدا گفتم و او گفت بیا رفتم و شد

مسجد و دیر و خرابات به دادم نرسید

فارغ از کشمکش این دو سه تا رفتم و شد

خانقاهم فلک آبی بی سقف و ستون

پیر من آنکه مرا داد ندا رفتم و شد

گفتم ای دل به خدا هست خدا هادی تو

تا بدینسان شدم از خلق رها رفتم و شد

    جمعه پانزدهم آبان 1388 توسط عطا |

    گله ای نیست

    گفتی که مرا دوست نداری - گله ای نیست

    بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست

    گفتم که کمی صبر کن و گوش به من ده

    گفتی که نه باید بروم - حوصله ای نیست

    رفتی تو و دیگر اثر از چلچله ای نیست

    گفتی که کمی فکر خودم باشم آن وقت

    جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست

    رفتی تو - - به سلامت خدا پشت و پناهت

    بگذار بسوزد دل من - مسئله ای نیست

    تو که نیستی غم غربت با منه ... همیشه یه دنیا حسرت با منه

    تو که نیستی روزا با شب یکی ان ... هر دوشون تاریکن وتاریکی ان

    با تو ماهو همه جا میبینم ... حتی خورشیدو شبا می بینم

    بی تو این دنیا که تو چنگ منه ... دیگه چنگی به دلم نمیزنه

    میدونستی پیش تو گیر دلم ... میدونستی بری میمیره دلم

    ای دل صاب مرده باز تورو خواب برده

    پاشو از خواب و ببین دنیاتو آب برده

    دارم از این همه گریه آب میشم ... رو سر دنیا دارم خراب میشم

    خیلی مایوسه دلم یه کاری کن ... داره می پوسه دلم یه کاری کن

    غم وغصه شده حق دل من  ... به همینا مستحقه دل من

    دلی که بی تو بتونه دل باشه ... به خدا بهتره زیر گِل باشه

    میدونستی پیش تو گیر دلم ... میدونستی بری میمیره دلم

    دارم از درد غریبی آب میشم ... رو سر خودم دارم خراب میشم

    سه شنبه دوازدهم آبان 1388 توسط عطا |

    نکاتی از بزرگان

    **زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه ..واسه حفظ تعادلت همیشه باید در حركت باشی ....آلبرت انیشتین     

    **جرج آلن: اگر كسی را دوست داری، به او بگو. زیرا قلبها معمولاً با كلماتی كه ناگفته می‌مانند، می‌شكنند

    **میان انسان و شرافت رشته باریکی وجود دارد و اسم آن قول است . توماس براس

         **همه دوست دارند به بهشت بروند,اما كسی دوست ندارد بمیرد .بهشت رفتن جرأت مردن میخواهد.
         **شریف ترین دلها دلی است که اندیشه ی آزار کسان درآن نباشد. 
    زرتشت

    **چارلی چاپلین: خوشبختی فاصله این بدبختی است تا بدبختی دیگر.

    **ملاصدرا می گوید: خداوند بی نهایت است و لامكان و بی زمان اما به قدر فهم تو كوچك می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدرآرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو كارگشا می شود.

     **روزی روزگاری اهالی یه دهکده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا کنند, در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یك پسر بچه با خودش چتر آورده بود و این یعنی ایمان.

       **بدبختی تنها در باغچه ای که خودت کاشته ای می روید.

    **وقتی كه زندگی برات خیلی سخت شد، یادت باشه كه دریای آروم، ناخدای قهرمان نمی‌سازه.

    **ای صمیمى ای دوست
    **گاه بیگاه لب پنجره
    ‎ ‎خاطره ام  می آیی. ای قدیمی ای خوب
     **تو مرا یاد كنی یا نكنی، من به یادت هستم.
     **آرزویم همه
    ‎ ‎سرسبزی توست.
     **دایم از خنده، لبانت لبریز
     **دامنت پر گل باد.
    ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- ------
     **برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در انتهای کمال
    **بنگر که تو چگونه می افتی
    ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- ------
      **آدم ها را از انچه درباره دیگران می گویند بهتر می توان شناخت تا از انچه درباره انها می گویند.
    ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----
      **فریدریش نیچه : ''آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم.
    ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------
     **چیزی را که دوست داری به دست آور وگر نه مجبوری  چیزی را که به دست می آوری دوست داشته باشی.
    ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- ------
     **از زندگی هرآنچه لیاقتش را داریم به ما میرسد نه آنچه آرزویش را داریم.
    ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- ---------
    **آن چه هستی هدیه خداوند به توست و آن چه می شوی هدیه تو به خداوند.
    ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- ------
     **
    شکسپیر: همیشه به کسی فکر کن که تو رو دوست دارد، نه کسی که تو دوستش داری **
    ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --
     **وقتی كبوتری شروع به معاشرت با كلاغها میكند پرهایش سفید میماند، ولی قلبش سیاه میشود....

     دوست داشتن كسی كه لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است- دكتر علی شریعتی **
    ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --
     **اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید. (
    کورش کبیر)
    ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- ------
     **نویسنده معروفی می گوید: زن مانند کروات است هم زیبایی به مرد می بخشد و هم گلویش را فشار می دهد.

     **چارلی چاپلین: وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه كردن به تو نشان میده تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده

     ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

     **موفق كسی است كه با آجرهایی كه بطرفش پرتاب می شود، یك بنای محكم بسازد.
    ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----
     **تمدن جدید زن را كمی عاقلتر كرده است، اما به واسطه آزمندی مرد، بر رنج زن افزوده است.

      زن دیروز همسری خوشبخت بود اما زن امروز معشوقه ای بی نوا.

    ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- ----

          **شکسپیر:عشق مثل آبه، می تونی تو دستات قایمش کنی ولی یه روز دستاتو باز می کنی می بینی همش

     چکیده بی اینکه بفهمی دستت پر ازخاطرست.

    **زندگی مثل پیاز است كه هر برگش را ورق بزنی اشكتو در می یاره.
    ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- ------
       **پیچ جاده، آخر راه نیست مگر اینكه تو نپیچی.
    ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- ------
     **
    دكتر شریعتی: لحظه هارامیگذراندیم تابه خوشبختی برسیم غافل ازاینكه خوشبختی درآن لحظه هابودكه گذراندیم.

     **انیشتین: اگر انسان ها در طول عمر خویش میزان كاركرد مغزشان یك میلیونیوم معده شان بود اكنون كره زمین تعریف دیگری داشت.

      **تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجارهمیشگی است.

     اُرد بزرگ

     ** نصیحت حضرت مولانا :گشاده دست باش جاری باش کمک کن (مثل رود)
          باشفقت و مهربان باش (مثل خورشید)اگر کسی اشتباه کرد آن را بپوشان (مثل شب)

    وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ)متواضع باش و کبر نداشته باش (مثل خاک)

    بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا)اگر می خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آیینه)

     **چهار چیز است که قابل بازیابی نیست سنگ پس از پرتاب شدن، سخن پس
          از گفته شدن، فرصت پس از از دست رفتن، و زمان پس از سپری شدن.

    **اختلاف زن و مرد در این است كه مردان همیشه آینده را می نگرنند وزنان گذشته را بخاطر می آورند.

    - زن مخلوقی است كه عمیق تر میبیند و مرد مخلوقی است كه دورتر را میبیند.

    عالم برای مرد یك قلب است و قلب برای زن عالمی است.

          **عجب معلم بدی است این طبیعت که اول امتحان میگیرد بعد درس میدهد.

    **به پسران در کودکی شیر سگ دهید، شاید در بزرگی وفا بیاموزند.  شکسپیر     

    **زندگی تاس خوب آوردن نیست، تاس بد را خوب بازی کردنه

    سه شنبه دوازدهم آبان 1388 توسط عطا |

    گشت و گذار در جهنم

    دانته در نیمه راه زندگی است و راه صحیح را گم کرده است…در جنگل تاریک گمراهی خود شبح ویرژیل را پیدا میکند و از او میخواهد که در این سفر راهنمای او باشد. بعد از بیم و امیدهای فراوان دو شاعر به دروازه دوزخ میرسند که بر سر در آن نوشته است امید و آرزوهایت را رها کن و داخل شو.
    همانطور که در تصویر زیر میبینید قایقرانی به نام کارن منتظر است تا گناهکاران را به دوزخ ببرد.

    گشت و گذار در جهنم


     

    کفرچو منی گزاف وآسان نبود ………………………… ثابت تر از ایمان من ایمان نبود
    در دهر چو من یکی و آن هم کافر …………………………. پس در همه دهر یک مسلمان نبود



     

    گشت و گذار در جهنم



     

    در این تصویر شهوترانان را مشاهده میکنید..این غول هم نامش مینوس است و مسوول این بخش است.همچنین عشاق مشهوری مانند هلن…آشیل و پاریس هم ایجا هستند.

    گشت و گذار در جهنم



     

    درهنگام عبور از گورستان شخصی سر از قبر در میاورد و با دانته صحبت میکند..او فارینتاست و تبعید دانته را پیشگویی میکند.او توضیح میدهد که ارواح فقط میتوانند آینده را ببینند و از زمان حال بیخبرند. در اوایل جهنم!! دانته و ویرژیل به چنین مکانی میرسند.البته این تقصبر من نیست که اینجا شبیه جهنم نیست!! ولی اینجا مقام دانشمندانی یا شاعران یا کودکانی است که نه گناهکار بوده اند و نه با ایمان.جالب است بدانید دانته در این تصویر ابوعلی سینا را هم ملاقات کرده است!!البته ابوعلی سینا قبل از آن این شعر را نوشته بوده که لابد به دست دانته نرسیده است:

    گشت و گذار در جهنم



     

    کسانی که خودکشی میکنند درچنین جنگلی اسیر هستند


     

    گشت و گذار در جهنم


     

    گشت و گذار در جهنم



    در یکی از حفره های زیر پاپی دفن شده که گناه او سواستفاده از مقام خود بوده است
    در گودال زیر منافقان و 2رویان را میبینید که توسط شیاطین اندامهای آنها قطع میشود و دوباره به هم وصل میشود تا مجازات تکرار شود…از نظر دانته جایگاه مسلمانان در این گودال است..البته از نظر دانته!!!!

    گشت و گذار در جهنم



     

    و جایگاه خیانتکاران به میهن و والدین در آبی یخ زده است..در تصویر میبینید که یکی از ارواح مغز روح دیگر را میخورد.


     

    گشت و گذار در جهنم



     

    و در نهایت لوسیفر یا شیطان را میبینیم که تا نیمه در یخ فرو رفته است و در میان انسانهای کوچکی که میبینید یهودا که به مسیح خیانت کرد هم قرار دارد.


     

    گشت و گذار در جهنم



    اما فکر میکنم زیباترین تصویر را با موضوع این کتاب آدولف بوگرو نقاش فرانسوی است.کشیده است که موضوع کسانی است که به یکدیگر تهمت میزنند و در این جایگاه زلیخا نیز حضور دارد که به یوسف تهمت زد…در تابلوی زیر یکی از جهنمیان دندانهای تیز خود را در گردن دیگری فرو کرده است.

    گشت و گذار در جهنم



    سرنوشت سارقی که اموال نمازخانه را سرقت کرده بود و دیگری به جای او دستگیر شده بود در این گودال پر از مار است که با نیش ماران پودر میشود

    گشت و گذار در جهنم



     

    تصویر دیگری از منافقان و تفرقه افکنان


     

    گشت و گذار در جهنم



     

    عاقبت اسراف کاران و بخیلان به طور همزمان…باید این سنگهارو تا بالای کوه ببرن بعدش سنگه میفته پایین دوباره از اول


     

    گشت و گذار در جهنم



    عاقبت رشوه گیری که در دریایی از قیر سوزان داره عذاب میکشه و یک لحظه سعی میکنه که خودشو به دانته برسونه اما شیاطینی که بالای سرشن اون رو دستگیر میکنن

    گشت و گذار در جهنم



    دانته در صحبت با دوعاشق معروف به نام فرانچسکو و پاولو که در جایگاه شهوترانان!!! هستند و به قدری ناراحت میشود که از هوش میرود

    گشت و گذار در جهنم



     

    این غولها که میبینید کسانی هستند مانند نمرود و فرعون


     

    گشت و گذار در جهنم



    افراد دو رو و ریاکار همانند این شکل هستند که سر آنها را از سرب پر کرده اند
    مدوسا را که میشناسید؟همان که موهای سرش از مارهایی تشکیل شده بود که هر کس را میدید به سنگ تبدیل میشد؟اوهم اینجاست و 3 دیو پرنده از او نگهداری میکنند

    گشت و گذار در جهنم
     
     

    سه شنبه دوازدهم آبان 1388 توسط عطا |

    چندمطلب عاشقونه ی زیبا

    بدون شرح


    تو که میدونستی من طاقت دوریتو ندارم

    می‌تونستم وقت گریه سر رو شونهات بذارم

    چرا رفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟..

    ..........................................................

    نمیدونم چرا ولی یه حس تلخی دارم
    حس میکنم فراومشم کردی
    از یادت رفتم
    هیچ کس انگاری درک نمیکنه حال منو
    همه با حرفاشون نمک  میزنن به زخم من
    کسی درک نمیکنه که چرا من  میخوام که .....
    به کی بگم تا دلم اروم بگیره
    همه بلدن ادمو نصیحت کننن
    همش  با حرفاشون میرن رو اعصاب ادم
    خودت که میدونی چه حرفایی رو میگم
    میگن اشتباه نکن از کجا معلوم که برمیگرده
    یه مشت مزخرف ..............
    هیچ کس نمیخواد بفهمه که ما بهم تعهد داریم
    نمیخوان بفهمن  که .................
    خدام انگاری  صدامو نمیشنوه
    چقدر تنها و بی کس شدم خدا
    چرا چرا کسی درک نمیکنه که واسه چی رفتی
    چرا هیشکس نمیفهمه واسه چی موندم
    واسه چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    سر جدت خودت یه کاری بکن
    یه جوری دلمو اروم کن
    خودت از خدا بخواه که همه چی مثل اولش بشه
    یه چیزی روی دلم سنگینی میکنه
    دارم خفه میشم

     ............................................................

    سلام عشق من
    سلام گل  من
    منم دلم واست تنگه گلکم
    منم دوستت دارم هوارتا
    بمیرم و نبینم گلم سختی میکشه
    خودم فدات میشم خدا نکنه شما چیزیت بشه
    قربون گلم برم که اونجا هم که هست نگران منه
    چشم عزیز دلم من مواظب خودم هستم
    تورو خدا توام مواظب خودت باش
    دوستت دارم خیلی زیاد

     ...............................................................

    دلم از کسی گرفته که میخوام واسش بمیرم


    سلام عزیزم

    راستشو بخوای اومدم ازت گله کنم

    دلم ازت گرفته خودتم خوب میدونی چرا  پس نمیگم اما بدون

    دلم به بودنت خوشه ، دلم خوشه که تو توی این دنیای بزرگ زندگی میکنی

    منم به عشقت زنده هستم!

     ................................................................

     

    گل گلدون من ........


    گل گلدون زندگی من سلام
    میخوام اعتراف کنم که دلم واست یه ذره شده
    میخوام بگم که دیوونتم
    که دوستت دارم
    اخ اگه بدونی این یه ماهی که نیستی و ازم دور شدی چقدر بهم سخت گذشته
    اگه بدونی من این روزارو چه جوری طی کردم
    اخ اگه بگم که .........
    عزیزم فکر نکنی که من خیلی دلسنگم یا نسبت بهت بی تفاوت نه
    بابت روز اخری میگم  فکر کنم از اینکه من میخندیدم تعجب کرده بودی
    واسم خیلی سخت بود که بخندم اما واسه اینکه دم رفتن دل گلم نگیره خندیدم
    اخه قبل اینکه بیام پیشت از خدای مهربونمون خواستم که بهم طاقت بده دیدمت گریه نکنم
    که نکنه یه وقت هستی من با دیدن اشکای من دل مهربونش ازرده بشه
    اگه بدونی توی دلم چه غوغایی بود از وقتی که بهم گفتی داری میری
    گفتی بخاطر زندگیمون مجبوری چند سال ازم دور بشی
    اخه گل من اخه چند بار بهت بگم من راضی نیستم بخاطر من اینجوری خودتو اذیت کنی؟
    چرا حرفمو باور نمیکنی؟ چرا به حرفم گوش نمیدی دنیای من؟
    اگه بدونی چه جوری ازت دل کندم!
    چه جوری دور شدنتو نگاه کردم ! دیدم که توام چه جوری با نگاه مهربونت بدرقم میکردی
    دیدم که وقتی مطمئن شدی با چه حالی رفتی
    اگه بدونی توی راه برگشتن به خونه چه حالی داشتم
    نمیدونی گلم تو ندیدی حال منو
    تو میدونی که چشام منو  رسوام میکنن  واسه همین  بعضی وقتا گیر میدی که تو ی چشات نگات کنم
    وقتی شب پیام دادی که داری میری با گریه جواب پیامتو دادم
    گلم دلم واست تنگه
    خدا کنه زودتر این سالای جدایی تموم بشه و تو برگردی پیشم
    بخدا دلم واست یه ذره شده

     ....................................................................

    یک جمله زندگی ساز


    من عاشق شعر هستم
    در بین  تمام شعرهای دنیا . یک بیت شعر را همیشه تکرار میکنم با خودم.
    منظورم همان بیتی است که شده ورد زبان من و چشم های تو !
    همان بیتی که شده ورد زبان من و سکوت مهربان و شرجی تو !

    منظورم "  دوستت دارم " است !
    هر بار که این جمله را تکرار میکنم تمام ثانیه ها می شوند نت های موسیقی !
    و تو
    زیبا می شوی زیباتر از همیشه !
    می بینی؟؟؟؟؟؟؟؟
    یکی بود یکی نبود
    من بودم و تو
    ما بودیم و یک جمله زندگی ساز
    دوستتت دارم

     ................................................................. 

    مرا دریاب


    باران تند و بی امان اشک امشبو دوست دارم
    میخوام برم کنار پنجره و رو به خدا دعا کنم
    برای همه اونایی التماس دعا داشتن
    برای خوشبختی خودم و برای خوشبختی همه
    سحر واسه تو عزیز دلمم دعا میکنم
    واسه بودنت واسه سلامتیت
    خلاصه هر چی ارزوی خوبه واسه تو
    از اون همه ترس و دلشوره چند وقته پیش هیچ خبری نیست
    چقدر صبورم و اروم
    انقدر که خودمم شک میکنم که این منم
    ==========================
    خواستم از تو بنویسم
    چیزی بود
    که نمیگذاشت
    همان که نمی گذاشت
    حتی به تو فکر کنم
    اما اینبار بدون فکر
    می گویم:
    بیا و مرا دریاب
    ودرک کن که چرا
    نمیتوانم به تو بیندیشم

     

     ...............................................................

    سلام
    میگن سلام سلامتی میاره  پس به نیت سلامتی تو سلام میکنم
    خواستم یه مدت نباشم که بشینم یکم فکر کنم ببینم چی به چیه
    ولی راسش به هیچی نرسیدم
    خیلی دلم میخواست توی این روزای عزیز و مبارک پیش هم بودیم
    ولی حیف که تا الان نشده
    قسمت اینه مگه نه؟؟
    میگن اون که دورتره عزیزتره !!!!!!!!!!!!
    سهم من از این دوری چیه ؟ عزیزتر شدم یا ........
    راستی تا یادم نرفته عیدت مبارک
    یادت نره واسم حتما حتما دعا کنیا .منم که نگفته همیشه  .اسه سلامتیت و موفقیتت دعا میکنم
    بزار حدس بزنم روز عید به این بزرگی کجا میتونی باشی
    همونجایی که من ارزومه اونروز اونجا میبودم واز صاحب عزیزش عیدیمونو میگرفتیم
    کلی رو مخ بابا اینا کار کردم  
    اگه خدا بخواد این هفته میرم اونجاتا اول از همه واسه سلامتی و ظهورش دعا کنم
    بعدش واسه گل خودم
    مراقب خودت باش
    دوستت دارم

     ................................................

    وای، باران؛ باران؛
    شیشه پنجره را باران شست.
    از دل من اما،
    چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
    من شکو فائی گلهای امیدم را در روءیاهامی بینم،
    و ندائی که به من می گوید:
    "گر چه شب تاریک است
    دل قوی دار،
    سحر نزدیک است
    از گریبان تو صبح صادق، می گشاید پر و بال.
    تو گل سرخ (نازنین)منی، تو گل یاسمنی
    تو مثل چشمه نوشین کوهسارانی
    تو مثل قطره باران نو بهارانی،تو روح بارانی
    تو چنان شبنم پاک سحری؟
    - نه، از آن پاکتری.
    تو بهاری؟ نه،-بهاران از توست.
    از تو می گیردوام، هر بهار اینهمه زیبایی را.
    گل به گل،سنگ به سنگ این دشت
    یادگاران تواند.
    رفته ای اینک و هر سبزه و سنگ
    در تمام در و دشت سوکواران تواند.
    در دلم آرزوی آمدنت می میرد
    رفته ای اینک،اما آیا باز بر می گردی؟
    چه تمنای محالی دارم خنده ام می گیرد!
    در میان من و تو فاصله ها ست.
    گاه می اندیشم،
    -می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری!
    تو توانائی بخشش داری.
    دستهای تو توانائی آن را دارد؛
    -که مرا، زندگانی بخشد.
    وتو چون مصرع
    شعری زیبا،
    سطر برجسته ای از زندگی من هستی.
    من در آئینه رخ خود دیدم، و به تو حق دادم.
    آه می بینم،می بینم
    تو به اندازه تنهائی من خوشبختی
    من به اندازه زیبائی تو غمگینم
    آرزومی کردم،
    که تو خواننده شعرم باشی.
    -راستی شعر مرا می خوانی؟-
    نه،دریغا،هرگز،
    باورم نیست که خواننده شعرم باشی.
    - کاشکی شعر مرا می خواندی!-
    وقتی تو نیستی، خورشید تابناک،
    شاید دگر درخشش خود را،
    و کهکشان پیر گردش خود را
    از یاد می برد. و هر گیاه،
    از رویش نباتی خود، بیگانه می شود.
    افسوس!
    آیا چه کسی تو را،
    از مهربان شدن با من، مایوس می کند؟
    ای مهربان من،
    من دوست دارمت؛
    چون سبزه های دشت
    چون برگ سبز رنگ درختان نارون.
    ای قامت بلند مقدس،تندیس جاودان،
    ای مرمرسپید،
    ای قامت بلند ای از درخت افرا
    گردنفرازتر
    از سرو سربلند بسی پاکبازتر
    ای آفتاب تابان
    از نور آفتاب بسی دلنوازتر
    ای پاک تراز برفهای قله الوند،
    تو ،با نوشخند مهر،با واژه محبت،
    فرسوده جان محتضرم را ز بند درد
    آزاد می کنی.
    وبا نوازشت،این خشکزار خاطره ام را،
    آباد می کنی.
    ای مرمر بلند سپید،ای پاکی مجرد پنهان
    مهر سکوت را ،زین سنگواره لب سرد ساکتت
    -بردار
    ای آفریده من،با واژه های ناب
    در معبد خیالی خود ساختم تو را.
    اما،ای آفریده من!
    -نه، ای خود تو آفریده مرا،
    -اینک،
    با من چه می کنی؟؟؟؟؟؟!!!!!!
    ای بلند اندام،سیاه جامه به تن،دلبر دلیر، آن شیر
    بیا که دیده من
    به جستجوی تو گر از دری شده نومید
    گمان مدار که هرگز
    -دری دگر زده است
    در انتظار امیدم،در انتطار امید
    طلوع پاک فلق را،چه وقت آیا من
    به چشم- غو طه ورم در سرشک-
    خواهم دید؟؟؟!!!
    تو ای گریخته از من! حصار خلوت تنهایی مرا بشکن
    به من بتاب،که سنگ سرد دره ام
    که کوچکم،که ذره ام
    مرا ز شرم مهر خویش آب کن
    مرا به خویش جذب کن،مرا هم آفتاب کن.
    دوباره با تو نشستن
    - دوباره آزادی؟
    مگر به خواب ببینم،
    - شبی بدین شادی
    اگر تو باز نگردی،به طفل ساده خواهر
    که نام خوب تو را
    زنام مادر خود بیشتر صدا زده است
    چگونه با چه زبانی به او توانم گفت:"که بر نمی گردی"
    ونام خوب تو در ذهن کودک معصوم
    تصوری ست همیشه،
    همیشه بی تصویر،همیشه بی تعبیر
    دوباره با من باش! پناه خاطره ام
    ای دو چشم،روشن باش!(فانوس روشن باش)
    من ندانم که کیم ،من فقط می دانم
    که تویی،شاه بیت غزل زندگیم

    سه شنبه دوازدهم آبان 1388 توسط عطا |

    جوک اس ام اس

    از یه ترکه می پرسن: شما ترکین؟
    میگه: خب این که دلیل نمی شه!


    از حیف نون می پر سند خربزه دوست داری یا هندوانه میگه هر دو وانه
     

    حیف نون رو برق می گیره، می میره، فامیلاش سر قبرش با فازمتر فاتحه می دن!
     


    دوتا خانم داشتند با هم صحبت می کردند. یکی شون که ازدواج کرده بوده به اون یکی میگه: فکرشو بکن دیروز یکی توی فروشگاه منو دوشیزه خانم صدا کرد!
    اون یکی میگه: خوب بابا حق داشته دیگه، اون فکر کرده آخه کی ممکنه تو رو گرفته باشه!


    بچه: مامان! شاهزاده رویاها با اسب سفید یعنی چی؟
    مامان: یعنی یه خری مثل بابات!
     


    به حیف نون می گن چقدر شما زشتین!
    حیف نون میگه: موقعی که کوچیک بودم تو بیمارستان منو عوض کردن!
     

    حیف نون رفت بانک وام بگیره ضامن نداشت منفجرشد.
     

    به نیوتن گفتند: چرااز افتادن سیب تعجب کردی؟ گفت: آخه من زیردرخت گلابی نشسته بودم!
     

    حیف نون می ره بانک چک خورد کنه، مسئول بانک ازش می پرسه چک سیباس؟ حیف نون می گه نه، مال گردوهای پارساله!

    حیف نون می ره بنگاه، می گن یه خونه داریم کنار راه آهنه. سر و صدا زیاده ولی بعد از یک هفته عادی می شه. حیف نون می گه: اشکالی نداره، این یک هفته رو می رم پیش داداشم.
     

    چند تا توله سگ برای باباشون تولد می گیرن روی کیک می نویسن: پدرسگ! تولدت مبارک!

    به حیف نون می گن: ای زن ذلیل! چرا تو شستن ظرف ها به زنت کمک می کنی؟ میگه خوب اونم تو شستن لباس ها کمکم می کنه!
     

    پنج تا داداش پولاشونو رو هم می ذارن تاکسی می خرند. بعد از چند وقت ورشکست می شن. اگه گفتی چرا؟ آخه پنج تایی با هم می رفتن مسافرکشی!
     

    از دختره می پرسن شوهر چند حرف داره؟ میگه اگه پیدا بشه حرف نداره!


    اصفهانیه تو خواب می بینه به یه فقیر 1000 تومان داده. بلند می شه می گه: عجب کابوسی بود!

    صرف فعل نشستن به گویش لری: مو بنیشم تونم بنیشی اونم بنیشه ما که بنیشیم شمام که بنیشید دیه جا نی اونا بنیشن!


    از حیف نون می پرسن تو چرا ریش نداری؟ می گه من به مامانم رفتم!
     

    حیف نون با غضنفر شطرنج بازی می کنه، شاه دق می کنه!
     

    از حیف نون می پرسن دوست داری چه جوری بمیری؟ می گه مثل پدربزرگم در خواب و آرامش. نه مثل مسافرهای اتوبوسش در ترس و وحشت!

    به گربه چینی می گن اسمت چی؟ه میگه: میونگ!

    حیف نون با دوستش با لگد می زدن تو شکم همدیگه. یکی از اونجا رد می شده می گه شما دو تا دردتون نمی گیره ؟ ترکه می گه نه پوتین پامونه!
     

    حیف نون تو توی جنگ بیسیم چی بوده. بیسیم می زنه می گه من 5000 نفر رو اسیر کردم. بیابد ببریدشون. بهش می گن خوب خودت بیارشون. می گه: آخه اینا نمی ذارن من بیام!

    از حیف نون می پرسن نخست وزیر به انگلیسی چی می شه؟ می گه :First And Under !!!

    از حیف نون می پرسن دانشگاه می ری؟ میگه: اگه بار بخوره همه جا می ریم... دانشگاه، انقلاب، میدون آزادی...
     

    زنی 2قلو میاره، پسرش داد می زنه مادرم یه بچه آورده با یه زاپاس!
     

    از حیف نون می پرسن باد صدادار چه شكلیه؟ میگه حلقه ای. میگن چرا؟ میگه چون هر وقت هر کی باد می ده، می اندازه گردن من!
     


    بچه ها توی کلاس داشتند سر و صدا می کردند که ناظم میاد تو با عصبانیت میگه: اینجا طویله است؟
    یکی از بچه ها می گه: نه آقا اشتباهی آمدید!
     

    حیف نون یه آینه رو زمین پیدا می كنه. برش می داره، عكسش می افته توش، میگه: ببخشید نمی دونستم مال شماست!
     

    مبانی کامپیوتر: آن بخش از یک سیستم را که می‌توان با چکش خرد کرد، سخت‌افزار و آن قسمت را که فقط می‌توان به آن فحش داد، نرم‌افزار می‌گویند!
     

    از یه کچل می پرسن اسم شامپوت چیه؟ می گه من از شیشه پاک کن استفاده می کنم!

    از بچه اصفهانیه می پرسن وقتی می ری سر یخچال چی می خوری؟ می گه: کتک!
     

    معلم: بگو ببینم... اگه توی خیابون یه نفر یه خری رو گرفته و می زنه، و من برم جلو و از این کارش ممانعت کنم، به این کار چی می گن؟
    شاگرد: آقا اجازه، حس برادری!
     

    از پیرزنه می پرسن شوهرت بدیم یا بفرستیمت مكه؟ میگه ننه، مكه كه فرار نمی كنه!
     

    حیف نون میره توالت، زنش زنگ می زنه میگه كجایی؟ حیف نون میگه خونه بابات! زنش میگه همون جا یه چیزی بخور بیا من چیزی درست نكردم!
     

    2 نفر می رن سوراخ لایه اوزون رو بدوزن، خودشون می مونن اون طرف!
     

    به زنی که همیشه می دونه شوهرش کجاست چی می گن؟ بیوه!

    اس ام اس های عاشقانه عارفانه پند آموز

    ازش پرسیدم چه قدر منو دوست داری؟ گفت: به اندازه جوهر خودكارم. گفتم: خیلی نامردی چون جوهر خودكارت یه روز تموم می شه لبخند زد و گفت: خودكار من اصلا جوهر نداره.
     

    روزی کـه دلـم پیش دلت بود گرو/ دستان مـرا سخت فشردی کـه نرو/ روزی که دلت به دیگری مایل شد / کـفـشـان مـرا جفت نمودی که برو.
     

    خدایا! ما اگر بد کنیم،تو را بنده های خوب بسیار است، تو اگر مدارا نکنی ما را خدای دیگر کجاست ؟
     

    همیشه با به دست آوردن اون کسی که دوستش داریم نمیتوانیم صاحبش شویم، گاهی لازمه ازش بگذریم تا بتونیم صاحبش بشیم.

    جلوی من قدم بر ندار،
    شاید نتونم دنبالت بیام.
    پشت سرم راه نرو،
    شاید نتونم رهرو خوبی باشم.
    کنارم راه بیا و دوستم باش
     

    اگر می خوای صد سال زندگی کنی
    من می خوام یه روز کمتر از صد سال زندگی کنم
    چون من هرگز نمی تونم بدون تو زنده باشم
    چقدر عجیبه که :
    - تا وقتی مریض نشی کسی برات گل نمیاره
    - تا فریاد نکنی کسی به طرفت بر نمی گرده
    - تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه
    - تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمیاد
     

    من غم را در سکوت سکوت را در شب شب را در بستر بستر را برای اندیشیدن به تو دوست میدارم.
     

    اگر اولش به فکر آخرش نباشی آخرش به فکر اولش می افتی.
     

    لذتی که در فراغ هست در وصال نیست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بیم فراغ.
     

    آغاز کسی باش که پایان تو باشد.
     

    هرگز اشتباه نكن....اگر اشتباه كردی تكرار نكن.....اگر تكرار كردی اعتراف نكن......اگر اعتراف كردی التماس نكن..... اگر التماس كردی دیگر زندگی نكن.
     

    کاش قلبم درد تنهایی نداشت چهره ام هرگز پریشانی نداشت برگهای آخر تقویم عشق حرفی از یک روز بارانی نداشت کاش می شد راه سرد عشق را بی اختیار پیمود و قربانی نداشت.
     

    مهم این نیست که قطره باشی یا اقیانوس، مهم این است که آسمان در تو منعکس شود.
     

    کاش می دانستی انتظار دیدنت چه مجازاتی است ... شاید دیگر چشم براهم نمی گذاشتی.

    لازمه ی خوشبختی جذب کردن چیزهای تازه نیست، بلکه حذف کردن افکار کهنه است، افکاری که به هیچ دردی نمی خورند.
     

    آنگاه که با دستانت واژه ی عشق را بر قلبم نوشتی سواد نداشتم، اما به دستانت اعتماد داشتم. حال سواد دارم اما دیگر به چشمان خود اعتماد ندارم.
     

    افسوس... آن زمان که باید دوست بداریم کوتاهی میکنیم آن زمان که دوستمان دارند لجبازی میکنیم و بعد... برای آنچه از دست رفته آه میکشی

    تمام محبتت را به پای دوستت بریز اما نه تمام اعتمادت را. امام علی(ع)
     

    خداوند به سه طریق به دعاها جواب می دهد: او می گوید آری و آنچه می خواهی به تو می دهد. او میگوید نه و چیز بهتری به تو می دهد. او می گوید صبر كن و بهترین را به تو می دهد.
     

    به همه لبخند بزن اما با 1 نفر بخند همه را دوست داشته باش اما به 1 نفر عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت مال 1 نفر باشه.
     

    تا حالا کفشاتو نگاه کردی ؟؟ دو تا عاشق.دوهمراه که بی هم می میرن.با هم خاکی میشن,بدونه هم زیره بارون نمیرن, کاش آدما هم یه کم از کفشاشون یاد بگیرن.
     

    دوست داشتن کسانی که دوستمان می‌دارند کار بزرگی نیست، مهم آن است آنهایی را که ما را دوست ندارند، دوست بداریم.
     

    ترجیح می دهم طوری زندگی كنم كه گویی خدا هست و وقتی مردم بفهمم كه نیست، تا این كه طوری زندگی كنم كه انگار خدا نیست و وقتی مردم بفهمم كه هست.
     

    اگر از پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای ، به خاطر بیاور زیباترین صبحی که تا به حال تجربه کرده ای مدیون صبرت در برابر سیاهترین شبی هستی که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی دید ی.
     

    دوستت داشتم... یادت هست؟ گفتم دوستت دارم... و تو گفتی کوچکی برای دوست داشتن رفتم تا بزرگ شوم ... اما انقدر بزرک شدم که یادم رفت دوستت دارم.
     

    عاشق عاشقی باش و دوست داشتن را دوست بدار، از تنفر متنفر باش، به مهربانی مهر بورز با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش ... چنین گفت زرتشت.
     

    شکست عهد من وگفت هر چه بود گذشت به گریه گفتمش آری وچه زود گذشت بهار بود و تو بودی وعشق بود و امید، بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت.
     

    گفتگوی ماه و نابینا: نابینا گفت: دوستت دارم ماه گفت تو که منو نمی بینی چطوری دوستم داری نابینا گفت اگه می دیدمت عاشق زیباییت می شدم اما الان که نمی بینمت عاشق خودت هستم.
     

    دنبال نگاهها نرو چون می تونن گولت بزنن. دنبال دارایی نرو چون كه افول می كنه . دنبال كسی باش كه باعث بشه لبخند بزنی چون با لبخند می شه یه روز تیره رو روشن كرد.

    اگه یه روز کسی بهت گفت دوست دارم سعی نکن بهش بگی دوستش داری اگه گفت عاشقتم سعی نکن عاشقش بشی اگه گفت همه ی زندگیش تویی سعی نکن همه ی زندگیش باشی ِ چون یه روز میاد و بهت میگه ازت مُتنفرم اونوقت تو نمی تونی سعی کنی ازش متنفر بشی.
     

    یه فرشته از خدا می پرسه که چرا منو اینقدر ناز آفریدی؟ می گه اینکه چیزی نیست اونیکه این اس ام اس رو می خونه از تو هم نازتره.
     

    انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در روشنایی.

    سه شنبه پنجم آبان 1388 توسط عطا |

    با حاج آقا از پاریس تا تورنتو

    با حاج آقا از پاریس تا تورنتو
    حاج آقا برای سرکشی به مستغلاتش در پاریس و تورنتو و همچنین سرکشی به دو تا آقازاده اش که در در این دو شهر تحصیل می کنند آمده بود.چند روزی پاریس بود و الان هم تو هواپیما نشسته و راهی تورنتو هست
    این توالت لعنتی هم که همش اشغاله، اگه ایران ایر بود حتما حاج آقا با عصبانیت داد می زد: قیچی کنید، مردم تو صفند
    وضعش خراب بود و به خودش می پیچید
    خانم مهمانداری که داشت از نزدیکش رد میشد متوجه وضعیت اضطراری و اورژانس حاج آقا شد. گفت: اشکالی ندارد اگر از توالت خانمها استفاده کنید بشرطی که قول بدید دست به دگمه هایی که تو توالت هست نزنید
    حاج آقا که به توصیه پسرانش کلاس انگلیسی رفته بود کمی انگلیسی هم می دانست و منظور مهماندار را فهمید
    تو توالت نشسته بود که متوجه دگمه ها شد. دگمه ها با حروف لاتین علامت گذاری شده بودند: «وی. وی» ، «وی.ای»، «پی.پی» و یک دگمه قرمز که رویش نوشته بود «ای.تی »
    حاج آقا که سبک شده بود، حس کنجکاویش تحریک شده پیش خودش گفت: کی متوجه میشه من به دگمه ها دست زدم؟
    با احتیاط رو دگمه وی وی فشار داد. ناگهان آب ملایم ولرمی باسنش را نوازش داد. حاج آقا که داشت حال می کرد گفت: چه احساس لذت بخشی. اینهمه هواپیما سوار شدم تو هیچ توالت مردانه چنین چیز خوبی ندیدم. حقشه به توالت مردانه بگیم مستراح
    بعد رو دگمه وی ای فشار داد. جریان آب ولرم قطع شد و بجایش هوا یا باد ملایم و نیمه گرمی شروع به وزیدن کرد و باسنش را خشک کرد. چه لذتی، حاج آقا اگه دستش بود ساعتها حاضر بود تو توالت بشینه
    بعدش حاج آقا دگمه پی پی را فشار داد. یه چیزی شبیه همانی که خانمها با آن صورتشون را پودر مالی می کنند شروع کرد به پودر مالی باسن حاج آقا و عطر خوب و خوشی هم توی فضای توالت پیچید
    حاج آقا که حسابی کیفور شده بود پیش خودش گفت: چه احساس شیرینی. اما این توالت خانمها هم عجب چیز محشریه ها. این که توالت نیست. اتاقی پراز احساس و عشق و محبته. برگشتم ایران حتما تو ویلای مرزن آباد میدم درست کنند. لبخند رضایت بخشی بر لبانش نشست و چشمانش را بست و بوی خوش پودر را با نفس عمیق بالا کشید. لحظه ای کوتاه یاد آن سالهای خیلی خیلی دور افتاد. حدود بست سی سال پیش که تو هوای سرد زمستانی مجبور بود آفتابه را بر داره وبره آنطرف باغ از چاه آب برداره و بعد گوشه دیگر باغ بره توالت. توالت که نه ،همان مستراح. حاج آقا چشمها را باز کرد و این افکار و خاطرات ناجور را که میخواستند کیفش را کور کنند از خودش دور کرد
    پودر مالی که قطع شد حاج آقا به دگمه قرمز ای تی خیره شد و گفت بادا باد و انگشتش را گذاشت رو دگمه و فشار داد
    چشمانش سیاه شد و دیگه چیزی نفهمید. بعدا که تو بیمارستان تورنتو به هوش آمد و چشمانش را باز کرد اولین چیزی که دید لبخند ملیح یک خانم پرستاربود. با انگلیسی دست و پا شکسته پرسید: چی اتفاق افتاده؟ خانم پرستار گفت دگمه آخری را که فشار دادید دگمه ای است که بطور اتومات پنبه قاعدگی خانمها را بر میداره
    بعد یک کیسه نایلونی کوچکی را نشان داد و گفت : مردانگی تان را می گذارم زیر متکایتان

    سه شنبه پنجم آبان 1388 توسط عطا |

    نصیحت های زرتشت به فرزندش

    آنچه را گذشته است فراموش كن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر

    قبل از جواب دادن فكر كن  هیچكس را تمسخر مكن

     
    نه به راست و نه به دروغ قسم مخور

     
    خود برای خود، زن انتخاب كن

     
    به شرر و دشمنی كسی راضی مشو

     
    تا حدی كه می‌توانی، از مال خود داد و دهش نما

     
    كسی را فریب مده تا دردمندنشوی

     
    از هركس و هرچیز مطمئن مباش

     
    فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی


    بیگناه باش تا بیم نداشته باشی


    سپاس دار باش تا لایق نیكی باشی

     
    با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی


    راستگو باش تا استقامت داشته باشی

     
    متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی

     
    دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی

     
    معروف باش تا زندگانی به نیكی گذرانی

     
    دوستدار دین باش تا پاك و راست گردی

     
    مطابق وجدان خود رفتار كن كه بهشتی شوی

     
    سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی

     
    روح خود را به خشم و كین آلوده مساز

     
    هرگز ترشرو و بدخو مباش

     
    در انجمن نزد مرد نادان منشین كه تو را نادان ندانند

     
    اگر خواهی از كسی دشنام نشنوی كسی را دشنام مده


    دورو و سخن چین مباشانجمن نزدیك دروغگو منشین


    چالاك باش تا هوشیار باشی

     
    سحر خیز باش تا كار خود را به نیكی به انجام رسانی

     
    اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری

     
    با هیچكس و هیچ آیینی پیمان شكنی مكن كه به تو آسیب نرسد

     
    مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشك پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی‌ماند

     

    سه شنبه پنجم آبان 1388 توسط عطا |

    جوک . اس ام اس

    به غضنفر می گن نظر شما راجع به ماه رمضان چیه ؟ می گه والا خیلی خوبه فقط یه ذره زولبیا بامیه اش رو زیاد کنن بهتر می شه

    ماه رمضانه یه وقت جایی نری که پیدات نکنم . آخه دارم دنباله ۶۰ تا گدا میگردم !!!روتو حساب کردم!!!!!

    مناجات غضنفر باخدا : خدایا ماه رمضان را مانند المپیک هر 4 سال یک بار آن هم در یک کشور برگزار کن

    به دلیل استقبال بی نظیر شما روزه داران عزیز, ماه رمضان تا پایان مهرماه تمدید گردید

    کاش در این رمضان لایق دیدار شویم. *** سحری با نظر لطف تو بیدار شویم

    عیدفطر مبارک ( رصدخانه ی اردبیل )

    به غضنفرمیگن پاشو سحره. میگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ میزنم

    غضنفر ماه رمضون میره خونه دوستش می خوابه دوستش بهش میگه سحر صدات كنم؟؟ تركه می گه نه همون غضنفر صدام كنی بهتره

    عشق مثل بادی است که در دل می پیچد.اگر نگهش داری خود آزرده می شوی و اگر رهایش کنی دیگران!

    دورم ز تو ای خسته خوبان چه نویسم؟ من مرغ اسیرم به عزیزم چه نویسم؟ ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد با آن دل گریان به عزیزم چه نویسم؟

    دلم میخواد برات بمیرم ولی خودت که میدونی پهلوانان هرگز نمیمیرند...!!

    شنیدم خاطر خواهام دارن خودکشی می کنن، اس ام اس دادم ببینم چه طوری؟

    کاش زن گرفتن هم مثل ایرانسل بود... یکی می گرفتی، یکی هم جایزه می گرفتی!

    می دونی تک زنگ یعنی چی؟یعنی دوستت دارم، ولی پول ندارم!

    و خداوند زن را آفرید تا مرد به مرگ طبیعی نمیرد!

    آقایان وقتی می خواهند کاری انجام دهند، اول خوب فکر می کنند، بعد به حرف دلشان گوش می دهند، به خدا توکل می کنند و... در آخر کاری را انجام می دهند که زنشان بگوید

    در پاسخ نامه ام گل یخ دادی
    هر بار مرا وعده دوزخ دادی
    یک بار برو کلاس خیاطی عشق
    شاید که خدا خواست و به ما نخ دادی

    اگر تمام مردم دنیا جمع بشوند تا تو را از من بگیرند، به آنان خواهم گفت:
    شما چرا زحمت کشیدید؟ خودم می آوردم!

    گفتی تو دلم اول و آخر خودتی...
    از هر چه که دارم بهترینش خودتی...
    خندیدم و زیر لب مکرر گفتم...
    شاهزاده ی قصه های من! خر خودتی!

    تف به این زندگی
    تف به نامردی
    تف به دلتنگی
    تف به جدایی
    ...
    تف برسون، تفم تموم شد!

    ببخشید لنگه كفش من خونه تون جا نمونده؟
    امضا: سیندرلا

    ترک ما کردی برو هم صحبت اغیار باش با ما چون نیستی باهرکه خواهی یار باش

    تو که میدونی من زیاد به خیابون ها وارد نیستم میشه بگی باید از کدوم طرف قربونت برم ؟!!

    امیدوارم تو خونه پماد سوختگی داشته باشی چون برات یه بوس داغ فرستادم !

    همدم گل گشته ام همبستر خاکم مکن. قطره قطره می چکم از چشم خود پاکم مکن...

    بعضیا با غصه پیرن بعضیا با غم رفیقن... بعضیا از بس عزیزن هرگز از دلها نمیرن!!

    چرا غم ها نمی دانند که من سلطان غمهایم بیا ای دوست با من باش که من تنهای تنهایم

    تورا می خواستم تا در جوانی نمیرم از غم بی همزبانی غم بی همزبانی سوخت جانم چه می خواهم دگر زین زندگانی؟!

    هزار دستگاه ریو، صد دستگاه آپارتمان، هزار سكه طلا و میلیاردها ریال اسكناس دو هزارتومانی فدای یه تار موی گلی مثل تو

    زن رشتیه میره خط مقدم و برمیگرده، بهش میگن چه کار مفیدی انجام دادی؟ دست میذاره رو شیکمش میگه: یه بچه عراقی اسیر کردم

    میدونی فرق سرباز با هندونه چیه ؟ سربازو سرشو می تراشن ،هندونه رو تهشو . 
    پنج قانون خوشبختی را به خاطر بسپارید
    1- قلبتان را از نفرت پاك كنید.
    2- ذهنتان را از نگرانی ها دور كنید .
    3- ساده زندگی كنید.
    4- بیشتر ببخشید.
    5- كمتر توقع داشته باشید

    به یک غضنفرمیگن: 2*2 چند می‌شه؟ میگه: 5 تا! می‌گن: برو بابا، 4 تا میشه! میگه: آخه من از یه راه دیگه رفتم!

    ترکه فیلم جیمز باند میبینه خیلی خوشش میاد. یکی ازش میپرسه اسمت چیه میگه: فَر...گضن فر!

     

     ترکه و تهرونیه دعواشون میشه، میبرنشون کلانتری. افسرنگهبان از تهرونیه میپرسه: اسمت چیه؟ یارو با بیخیالی میگه: فِری... افسره حسابی چپ و راستش میکنه، میگه: بی پدر فکر کردی اینجا خونه خالست خودمونی شدی؟ گفتم اسمت چیه؟ تهرونیه که حساب دستش اومده بوده میگه: فریدون قربان! افسره برمی‌گرده به ترکه میگه اسم توچیه؟! ترکه اسمش قلی بوده، یکم فکر میکنه بعد با ترس جواب میده: قولیدون!

     

    تو جزیره آدم‌خورا یک بابایی میره ساندویچ فروشی، یک ساندویچ مغز سفارش میده. ساندویچیه میگه: میشه 2 تومن. مرده عصبانی میشه میگه: یعنی چی؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پیش یک تومن بود! ساندویچیه میگه: آخه این مغز تهرونیه، بابا ‌بالاخره یک کلاس خاص خودشو داره. مردک هم ساندویچش رو میخوره و چیزی نمی‌گه. هفته دیگه میاد دوباره یک ساندویچ مغز سفارش میده، این دفعه ساندویچیه میگه:‌شد 10 تومن! یارو خیلی شاکی میشه، میگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندویچیه میگه: آخه عزیز من،‌این دفعه مغز رشتیه، کلی فسفر داره به جان تو! باز طرف چیزی نمی‌گه و پول و میده و ساندویچش رو می‌خوره. هفته بعد دوباره میاد و یک ساندویچ مغز سفارش میده، این دفعه ساندویچیه میگه: میشه 100 تومن! یارو دیگه پاک شاکی میشه و ساندویچ رو می‌کوبه رو میز داد میزنه: این چه مسخره بازیه دراوردی؟! ساندوچیه میگه:‌آخه عزیز من،‌این یکی مغز ترکه،‌ باید 100 تا کله بشکنیم تا ازش یک ساندویچ دربیاد!!

     

    غضنفر زمین میخوره، برای اینکه سه نشه تا خونه سینه خیز میره!


    یه بار تو آبادان مسابقه تقلید صدای داریوش برگزار میشه، داریوش میاد چهارم میشه!


    غضنفر پسرش رفته بوده زیر ماشین، با سنگ میزنه درش بیاره!

     

    غضنفر میخواسته زیردریایی آمریکاییا تو خلیج فارس رو غرق کنه، در میزنه فرار میکنه!

     

    غضنفر میخواسته بره هر چی راهزنه اطراف تبریزه  دهنشون رو سرویس کنه. ملت هم میان هر کی یه چیزی براش میارن، یکی شمشیر میاره یکی خنجر میاره و حسابی مسلحش میکنن. خلاصه غضنفر راه میفته و بعد از یک هفته خونین و مالین برمی‌گرده. مردم دورش جمع میشن، می‌پرسند: چی شد؟ چی کار کردی؟ غضنفرپامیشه یا حال زار میگه: بابا یه دستم شمشیر بود یه دستم خنجر، با دندونام می‌جنگیدم؟!

     

    غضنفر به دوستش میگه: اصغر، قربون دستت، برو عقب ماشین ببین چراغ راهنما ماشین کار میکنه یا نه. اصغر میره عقب ماشین، میگه: کار می‌کنه، کار نَمی‌کنه، کار می‌کنه، کار نَمی‌کنه...!

     

    به غضنفر میگن سه تا میوه نام ببرکه با سین شروع بشه میگه: سیب، سیر، سحر! میگن: سحر که میوه نیست؟! میگه: نمیدونی چه هلوییه!

     

    غضنفر میره شکار خرگوش، صدای هویج در میاره!


    غضنفر تو کلیسا نشسته بوده، یهو می‌بینه یه دختر خیلی میزون میاد تو. میدوه میره پشتِ یه مجسمه قایم میشه. دختره میاد میشینه جلوی محراب و میگه: ای خدا! تو به من همه چی دادی، پول دادی، قیافه دادی، خانواده خوب دادی...فقط ازت یه چیز دیگه میخوام..اونم یه شوهر خوبه ...یا حضرت مسیح‌! خودت کمکم کن! غضنفر از پشت مجسمه میاد بیرون میگه: عیسی هل نده!‌ خودم میرم

    آوینی تو جنگ کشته‌میشه، به ترکه میگن برو یه جوری به خانوادش خبربده. غضنفر میره دم خونشون زنگ میزنه، زن یارو میگه: کیه؟ غضنفر میگه: ببخشید،‌ منزل شهید آوینی؟!

    غضنفر زنگ میزنه خونه رفیقش میگه: غضنفر! من لهجی دارم؟ رفیقش میگه: آره!‌ میگه: پس گحط کن دوباره میگیرم!


    غضنفر عرق میخوره می‌برنش کلانتری شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق میزنه، بعد شلاقو می‌ده به یکی دیگه میگه: برادر حسین! بیا شماهم یه فیضی ببر!‌ یارو هم چند تا میزنه و میده به اونیکی میگه: برادر اکبر شما هم بیا یه فیضی ببر! خلاصه چند نفری دهن یارو رو .... بعد که کارشون تموم میشه میان از اتاق برن بیرون، غضنفر میگه: برادر‌ا! لااقل درِ فیضیه رو ببندین!


     اواهه میخوره زمین، میگه: اِوا! تو هم جاذبه!

     

    غضنفر با ماشین میره تو دره، بهش میگن: چی شد بابا؟ چرا افتادی تو دره؟ میگه: والله ما داشتیم تو جاده با ماشین میرفتیم، هی جاده پیچید، من پیچیدم، ‌دوباره جاده پیچید، باز من پیچیدم،‌ یهو جاده پیچید، من نپیچیدم!


    غضنفرو زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمی‌زدند. زن غضنفر وقتی شب میره بخوابه، یک یادداشت برای ترکه می‌گذاره که: منو فردا ساعت 6 بیدار کن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا میشه، ‌می‌بینه غضنفر براش یک یادداشت گذاشته که: پاشو زنیکه خر! ساعت شیشه!


    غضنفر از ساختمون ده طبقه میفته پایین، همه جمع میشن دورش، ازش میپرسن: آقا چی شده؟ میگه: والله منم تازه رسیدم!


    غضنفر میفته تو جزیره آدم خورا، آدم خورا می‌گیرنش، رئیسشون میگه: اینا رو پوستشون رو میکنیم باهاش قایق درست میکنیم. غضنفر هم یه چاقو ور میداره می‌گذاره رو شکمش، میگه: جلو نیاید وگرنه ‌قایقتونو سوراخ میکنم!


     تلویزیون داشته گل خداداد عزیزی رو به استرالیا نشون میداده، غضنفر تماشا می‌کرده. دو سه بار که صحنه آهسته گل رو نشون میدن، غضنفر شاکی میشه، میگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگیردش!


    غضنفرخودشو دار می‌زنه، بعلت ضربه مغزی می‌میره! میان می‌بینند با کِش خودشو دار زده!


     یه جایی جشن بوده،غضنفر همینجوری میره تو و شروع میکنه به رقصیدن و بخور بخور. یکی ازش میپرسه: ببخشید! شما رو کی دعوت کرده؟ غضنفر میگه: من از خونواده عروسم. یارو میگه: ببخشید، ولی اینجا جشن تولده!


    غضنفر تو مسابقه بیست سوالی شرکت میکنه، قبلش بهش میگن جواب بیسکویته، ولی تو همون اول نگو، اولش یه چند تا سوال کن که ضایع نشه.غضنفر میگه باشه و میره تو مسابقه، میپرسه: آقا، یک کویته؟! یارو میگه: نه. میگه: دوکویته؟ همینجوری میگه تا میرسه به نوزده کویت! یارو میگه: من یه راهنمایی بهتون میکنم، با چایی هم میخورنش.غضنفر میگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟!


    غضنفرمیره امام رضا احساساتی میشه میگه:‌ امام علی قربون لب تشنت برم پس کی ظهور میکنی؟!


    یارو زبونش میگرفته میره داروخونه میگه: آقا اشپیل داری؟ میگه: اشپیل دیگه چیه؟ میگه: بابا اشپیل دیگه. یارو میگه: یعنی چی؟ درست تلفظ کنین من بفهمم. یارو میگه: بابا جان اشپیل، دیگه! یارو میگه: آقا من که نمیفهمم شما چی میگین، بگذارین به همکارم بگم شاید اون بفهمه. رفیق یارو هم زبونش میگرفته، میاد. بهش میگه: آقا اشپیل دارین، یارو هم میره براش یه چیزی میاره بهش میده و میره، بعد همکارای یارو ازش میپرسن: این چی میخواست؟ میگه: اشپیل! میگن: بابااین اشپیل دیگه چه کوفتیه!؟ اصلاً برو یکم از این اشپیل ور دار بیار ببینیم چیه. یارو میره و بر میگرده میگه: اشپیل تموم شد!


     عربه میره مغازه با لهجه میگه:‌آقا رُبععع دارین؟ یارو میگه:‌ داریم، ولی نه به این غلیظی!


    غضنفر زنگ میزنه خونه دوست دخترش، میگه: عزیزم من لهجه دارم؟ دختره میگه: آره. غضنفر میگه: پس من قطع میکنم دوباره میگیرم!


    غضنفر زنگ میزنه خونه دوست دخترش، باباش ور میداره، هول میشه میگه: ببخشید توپمون افتاده!


    غضنفر میره تو خواربار فروشی میگه: نیم کیلو پنیر بدین، یارو بهش میگه: ببخشید، شما ترکین‌؟ میگه: از کجا فهمیدین؟ میگه: از لهجتون. غضنفر با خودش میگه: من باید این لهجمو درست کنم. پا میشه میره خارج بعد از ده سال برمیگرده، میره همون جا میگه: آقا نیم کیلو پنیر بدین. یارو باز میگه: آقا شما ترکین؟ میگه: اِاِا... از کجا فهمیدی؟ مگه من هنوز لهجه دارم. یارو میگه: نه، ولی آخه اینجا پنج ساله که بانک شده!


    شیره‌ایه میخواسته تاکسی بگیره، ‌به یک تاکسی میگه: مُشتقیم! تاکسیه،‌ پنج متر جلو تر نگه میداره. یارو میگه:‌ ای بـابـا! من که می‌خواستم اونجا پیاده شم!

     

    غضنفر تو مسابقه بیست سوالی شرکت میکنه، قبل از مسابقه بهش میگن: ببین جواب ژاندارمریه ولی همون اول نگی که ضایع بشه، یه چند تا سوال اولش بکن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع میشه، غضنفر میپرسه: جانداره؟ مجریه میگه: نه. غضنفر میگه: مِریه؟ میگه: نه. غضنفر میگه: جاندارمریه؟

     

    به غضنفر میگن: ‌نظرتون راجع به سریال امام علی چیه؟ میگه: خیلی عالیه، فقط اگه میشه یخورده قطام شو بیشتر کنید!


    غضنفر رفته بوده استخر، مسؤول اونجا می‌خواسته واسه شاشیدن تو آب جریمش کنه. غضنفرداد و بیداد می‌کنه که:‌ خوب بابا همه تو آب می‌شاشند! یارو میگه: ‌آره، ولی نه از رو دایو!


    غضنفر تو اتوبوس واستاده بوده، یهو میبینه بند کفشش بازه. به کنار دستیش میگه: آقا قربون دستت، ‌یک دقیقه این میله رو نگردار من بند کفشم رو ببندم!


    غضنفر زنگ میزنه به صدا سیما، میگه: بابا این چه وضعیه؟! این چه تصاویره مستهجنی بود که تو ان سریال امام علی نشون دادید؟! یارو بهش میگه: قربان ما که فقط پاها رو نشون دادیم. غضنفر میگه: بابا تلوزیون من پرش داشت، همه جاشو دیدیم!


    غضنفر زنگ میزنه به صدا سیما، میگه: بابا این چه وضعیه؟! این سریال امام علی که همش بدآموزی داره! یارو میگه:‌چرا آقا؟‌ برای چی؟ غضنفر میگه:‌ بابا الان دو هفته‌ست هروقت میام پسرمو تنبیه کنم،‌ میدوه میره تو کوچه لخت میشه!


    غضنفر تو جبهه پشت ضد هوایی بوده میزنه یه هواپیما رو میندازه. خلبانه با چتر نجات میپره بیرون، غضنفر میگه: بچه‌ها در رین صاحابش اومد!
     
     

    شنبه دوم آبان 1388 توسط عطا |

    کمی درباره بدن خانوما و سرانجام نکات ریز روابط زناشویی

     
    احتمال حاملگی در دوران پریود!

    خیلی ها فکر میکنند که اگر فرد در زمان عادت ماهیانه اقدام به رابطه جنسی نماید ، احتمال بارداری وجود نخواهد داشت. اما باید گفت که این امکان وجود دارد که وی در دوران خونریزی نیز باردار گردد. تعدادی دلیل برای این مهم وجود دارد که برجسته ترین آنها عبارت است از:
    دلیل تمام خونریزی های مهبلی عادت ماهیانه نمی باشد. مواقعی وجود دارد که زنان خونریزی کمی رو در زمان تخمک گذاری مشاهده مینمایند . این زمان درست زمانی می باشد که فرد برای باردار شدن کاملاٌ آماده بوده و به اصطلاح کشش رحمی وی بالاست. در زمان تخمک گذاری یک تخم از لوله تخمدان رها شده و بسمت پایین و لوله فالوپ (شیپور رحمی) حرکت میکند. این بسیار طبیعی است که دختری در زمان تخمک گذاری مقداری خون را مشاهده نماید و آن را حمل بر تغییر زمان عادت ماهیانه و یا به اشتباه خود
    عادت ماهیانه تلقی نماید.
    بعضی وقتها تخمک گذاری می تواند قبل از اینکه خونریزی پریود در فرد به پایان برسد اتفاق بیافتد و بعضی وقتها نیز میتواند اتفاقش بلافاصله بعد از پایان یافتن عادت ماهیانه نیز می باشد. از طرفی اسپرم نیز می تواند تا 3 روز بعد از رها شدن تخمک رو باردار نماید .
    بنابراین داشتن رابطه جنسی در هر دو صورت میتواند بارداری نا خواسته رو بهمراه داشته باشد داشتن س. ک. س. بدون استفاده از وسایل جلوگیری از حاملگی، در زمان عادت ماهیانه و حتی در زمان خونریزی همچنان دارای ریسک میباشد. خارج از این مسئله ، روابط جنسی در زمانی که فرد دارای شرایطی اینچنین می باشد هم از نظر روحی و هم از نظر جسمی توصیه نمی گردد. در این شرایط حتی ریسک مبتلا شدن به انواع بیماریهای جنسی از قبیل ایدز و یا زگیلهای واژن و انواع دیگر بیماریها کاملاٌ بالا می باشد تنها راه
    قابل اطمینان و شایع برای جلوگیری از بارداری نا خواسته و بیماریهای واگیرداردر شرایط فعلی استفاده از کاندوم میباشد.


    حقایقی در مورد پستان

    اکثر خانمها به اندازه کافی به پستانهای خود توجه نمی کنند و خیلی مسائل را در مورد پستان نمی دانند.

    در این مقاله خانم سالی وادیکا نکات مهمی را در مورد پستانها آموزش می دهد:

    ۱-رشد پستان:

    پستان یک زن 20 ساله شامل چربی، غدد شیری و ماده ای به نام کولاژن یا کلاژن است (که باعث پیوند بافتها به هم و سفت نگه داشتن پستان می شود). اما به تدریج با بالا رفتن سن، غدد شیری و کولاژن تحلیل رفته و جای خود را به چربی بیشتر می دهد و این چربی اضافی باعث افتادن پستانها می شود.

    راهی برای جلوگیری از این روند نیست ولی پوشیدن سینه بندی که زیرش سیم دارد روند افت پستانها را کند می کند.

    ۲-وزن پستانها:

    اگر وزنتان بالا رفته و پستانهایتان بزرگ شده اند گناه وزن اضافی را به گردن آنها نیندازید. یک جفت پستان سایز یک چهارم A پوند، سایز B نیم پوند، سایز C سه چهارم پوند وD یک پوند وزن دارد.

    ۳-پوست پستان:

    پوست ناحیه پستان به خاطر کشیده شدن آن بسیار نازکتر از پوست بقیه بدن است و به همین خاطر سریعتر دچار خشکی می شود. حتما با استفاده از یک کرم سفت کننده پستانها را مرطوب نگهدارید. این کرمها باعث تحریک کولاژن و الاستین شده و حاوی عنصر ضد اشعه ماوراء بنفش و عنصر رتینول (ضد چروک) هستند. در عین حال از کرمهای مرطوب کننده معمولی مثل وازلین و آکوافور هم غافل نشوید.

    ۴-مو روی پستان:

    تقریبا همه زنها چند تاری مو (بین 2 تا 15 تار) روی پستان و نوک پستان دارند. قانون کلی این است که هر چه رنگ موی سر و پوست تیره تر باشد، احتمال داشتن مو روی نوک پستان بیشتر است. اگر این موها آزارتان می دهد، می توانید هر چند وقت یک بار موم بیندازید. اما اگر چند تار مو بیشتر نیست، استفاده از موچین راحت تر است. اول با الکل اطراف موها را ضدعفونی کنید. موها را با موچین بردارید و بعد با یک محلول ضد باکتری ماساژ دهید. با این کار یکی دو هفته ای از شر موها خلاص خواهید بود.

    ۵-نوک پستان:

    اندازه و شکل نوک پستان آدمها با هم تفاوت دارد. جهت آنها هم متفاوتست. نوک پستان می تواند سر بالا، سرپایین، به چپ، یا به راست باشد. حتی جهت نوک دو پستان بعضی از زنها با هم متفاوت است. همه این ها بستگی به نوع رشد هاله تیره دور نوک پستان دارد.

    ۶-سیکل پستانها:

    تغییر در میزان هورمونهای بدن باعث تغیر حالت مداوم پستانها است. در روزهای اول پس از عادت ماهانه به خاطر توازن هورمونها بافت پستان از همیشه نرم تر است. در میانه دوره به خطر هورمون استروژن پستانها
    حساستر می شود و بالاخره در هفته قبل از عادت ماهانه به خاطر میزان بالای پروژسترون پستانها متورم و کمی دردناک می شود. در ای حالت اگر خیلی اذیت می شوید می توانید از یک مسکن استفاده کنید و مصرف چای و قهوه را کم کنید.

    ۷-زمان مراجعه به دکتر:

    اگر نوبت معاینه پستانهایتان رسیده است، بهترین موقع همان هفته اول پس از عادت ماهانه است چون پوست پستان نرمتر است و اگر غده یا رشد غیر عادی وجود داشته باشد تشخیص راحت تر است.

    ۸-جراحی پلاستیک پستان:

    تابحال حدود 2 میلیون زن در آمریکا پستانهایشان را جراحی پلاستیک کرده اند و هر سال هم 250 هزار نفر به این تعداد افزوده می شود. متوسط سن زنانی که جراحی می شوند 34 است. 90 درصد پس از زایمان این کار را می کنند و اکثرا دو سایز پستانهایشان را بزرگ می کنند. حدود 6 درصد از کسانی که جراحی می شوند ناراضی هستند و برای دستکاری مجدد یا برداشتن ژلاتین دوباره زیر تیغ می روند.

    ۹-خطر جراحی:

    تقریبا در 10 درصد از موارد ژلاتین تخت می شود یا نشتی می کند و یا باعث چروک شدن پستان می شود و باید جایگزین یا کلا برداشته شود. مشکل دیگر سفت شدن بافت زخم مانند دور ژلاتین است که مستلزم یک جراحی مجدد است. در ضمن همیشه خطر عفونت و خونریزی پس از جراحی هم هست.

    ۱۰-آفتاب سوختگی:

    حتی از زیر سینه بند هم امکان آفتاب سوختگی پستان هست. سینه بند فقط به اندازه یک کرم ضد آفتاب با SPF پنج تا هفت عمل می کند. حتما اگر قصد دارید به ساحل دریا بروید یا حمام آفتاب بگیرید از یک کرم ضد آفتاب با SPF حداقل 15 و محافظ ماوراء بنفش (نوع AوB) استفاده کنید وگرنه دچار چروک زود رس و لکه های قهوه ای خواهید شد.

    ۱۱-مراقبت از پوست اطراف پستان:

    منطقه بالا و میان دو پستان پر از غدد چربی است و به همین خاطر راحت لک می شود و خال در می آورد. در ضمن هر چه پستانها بزرگتر باشد، بیشتر عرق می کند و محل تجمع باکتری می شود. با استفاده از پودرهای جذب کننده در منطقه زیر و میان دو پستان از جمع شدن و مسدود شدن حفره های پوست جلوگیری کنید. در ضمن هر روز خصوصا پس از ورزش این دو منطقه را با دستمالهای باکتری کش تمیز کنید و اگر خواستید بعد از تمیز کردن از یک تونر حاوی کمی اسید سالیسیلیک استفاده کنید.

    ۱۲-شکاف بین دو سینه:

    اندازه پستانها ربط زیادی به زیبایی شکاف بین سینه ندارد. بیشتر حالت سینه و موقعیت سینه روی بدن است که مهم است. در ضمن پهنای بدن هم مهم است. اگر بدن از زیر بغل به پایین باریک باشد، شکاف بین سینه ها زیباتر خواهد بود.

    اهمیت لامسه در روابط زناشویی

    بودا در یکی از جلسات برای شاگردان خویش چنین گفت: من هیچ شکل، رایحه ، صدا ویا تماسی را مانند وجود یک زن سراغ ندارم که بتواند اینچنین در یک مرد ایجاد هیجان کند. درواقع زمانی که ما چیزی را میبوئیم فقط بینی ما آن را حس میکند. این وضعیت برای در کلام و سایر حواس نیز صادق است بجز حس لامسه…در تمام سطح پوست ما مراکز لامسه وجود دارند.وقتی می گوییم که کسی را با تمام وجود دوست داریم اغراق نکرده ایم چون در عشق هر نقطه از سطح بدن ما مرکزی برای احساس لذت میباشد.دلیلی که پیرمرد و پیرزنها اینهمه با علاقه یکدیگر را نوازش میکنند این است که آنها ضعف قدرت جنسی را براحتی با لامسه جبران میکنند…حال با این مقدمه می خواهم مطلبی را برایتان روشن کنم.
    آقایان متاسفانه بدلیل عدم تربیت جنسی فکر میکنند که کشش جنسی یک مرحله دارد و آن هم دوای دردش رابطه جسمی میباشد!!..آقایان بمحض اینکه گرایشی از همسرشان به سمت خود احساس کنند میگویند: ..خب دیگه، الان وقتشه که من نقش یک شوهر ایدآل رو بازی کنم!!!و شروع به رابطه جنسی میکنند و بعد هم فکر میکنند که عجب شوهران کار درستی هستند که این همه به همسرانشان رسیدگی میکنند!!نتیجه اینکه بدلیل عدم استفاده درست از رابطه جنسی زن دچار یک نارضایتی پنهان می شود.زیرا
    که مانند کسی میماند که آب میخورد ولی هنوز تشنه میباشد..باید بدانید که کشش جنسی مراحل دارد..مثلاً اگر آن را به 10 قسمت تقسیم کنیم از درجه 1 تا 6 یا 7 لازم نیست شما را رابطه جنسی داشته باشید چون خواست زن نیست…ولی شما هر مرحله ای رو 10 تعبییر میکنید و میگویید :…خانم ، برو تا بریم!!!!!
    چیزی که باید بدانید این است که حس لامسه یکی از عواملیست که براحتی نیاز جنسی زن را بدون ایجاد رابطه در مراحل ابتدایی پاسخگو میباشد…متاسفانه آقایان فکر میکنند که رابطه مانند چراغ برق است که تاکلید آن را بزنی همه جا روشن و غرق شادی شود و به محض خاموشی همواره برای روشن شدن آماده باشد!!..آقایان باید بدانند که اهمیت لامسه برای همسران شماخیلی بیشتر از میکانیسم اقتران میباشد.حتماً باید کشش را در مراحل ابتدایی شناسایی کنید و از تکنیک های مختلف برای ارضای روحی و جسمی وی استفاده کنید…از آن جمله من به تکنیک ماساژ دادن اشاره میکنم .
    ماساژ دادن اندام های بدن ضمن اینکه باعث بهتر بحرکت در آمدن خون در بدن شده و خستگی را دفع میکند از نظر روحی یک نوع قدردانی مرد را برای زن تداعی میکند. و نیز امکان ارضا جسمی و روحی را در مراحل پایین که منظور زن ایجاد رابطه نمیباشد را داراست….زن به محض تماس دست یک مرد با خود احساس لذت و شعفی را در تمام بدن خود حس میکند.ماساژ دادن و لمس کمر و نقاط بدن عموماً یک حالت خلصه روحی برای زن بوجود می آورد که این حالت براحتی ارضا کننده روح وی میباشد و دیگر نیازی نیست که شما از رابطه فیزیکی استفاده کنید و پدر خود و همسرتان را ر آورید…آخرش هم خسته و کوفته یواشکی فکر کنید چرا دیگه لذتی نداره؟ انگار یه چیزی کمه؟؟!!پس در لحظاتی که در همسرتان احساس سبک کشش جنسی میکنید با ماساژ دادن وی را به آرامش برسانید و انرژی خود را حفظ کنید ضمن اینکه از بی اثر کردن رابطه جنسی با همسرتان جلوگیری کرده ای...

    آیا خانمها انزال میکنند؟

    این سوال برای آقایان و خانمها همیشه مطرح بوده که آیا خانمها هم انزال داشته و مایعی از خود دفع میکنند؟ خانمها بهنگام ارگاسم، مایعی از غدد بارتولن ( در داخل واژن ) خود دفع می نمایند. نظرغالب براین است که تحریک نقطه جی میتواند به دفع مایع بهنگام ارگاسم منجرشود. البته برخی از دخترها حتی با س. ک. س. دهانی و یا تحریک دست هم میتوانند چنین مایعی دفع کنند.مقدارمایع دفع شده کاملا متغیراست. این مایع بهنگام خروج گرم،چسبنده و کمی تیره رنگ است.
    در عوام فکر میکردند که این ماده از پیشابراه ترشح میشود ، اما این مسئله اصلا صحت ندارد و این ماده صرفا از واژن ترشح شده و جنبه پزشکی دارد. (برای لیز کردن مجرا و ورود راحت اسپرم به داخل رحم میباشد ).
    شناسائی طرز ترشح برای رساندن زن به ارگاسم کاملا مهم است .برای این منظور اصولی را برای شما ذکر میکنیم :

    اصل اول:

    در ابتدا خیلی مهم است که سکس شما در محیطی آرام و بدون استرس صورت گیرد. بعلاوه باید ارتباط شما صمیمانه و راحت باشد. اهمیت این موضوع از آن جهت است که موقع ارگاسم، خانمها احساسی مشابه دفع ادرار دارند، بنابراین شما با اطمینان بخشیدن به او از اینکه هیچ اتفاق بدی نمی افتد و مانع شدن از ایجاد اضطراب در او بخاطر این احساس میتوانید شانس ارگاسم را در شریک جنسیتان بالاتر ببرید.

    اصل دوم:

    با استفاده از نوک انگشتتان در داخل واژن به فاصله یک بند انگشت قسمت اسفنجی را پیداکنید. میتوانید انگشت دیگرخود را هم وارد واژن کرده و این نقطه را به سمت بالا مالش دهید. فشار کمی به آن وارد کنید. همین موقع ممکن است به او احساس دفع ادرار دست دهد. این حالت دقیقا برابر با ارگاسم است .
    اصل سوم:

    همزمان با تحریک نقطه جی ( نقطه ای که در بالا ذکر شد) از داخل واژن، با انگشت دیگرخود کلیتوریس را هم تحریک کنید. از او بخواهید تا ماهیچه های لگنی خود را منقبض کند. با دست شکم او را نوازش کنید. با تمرین این روش میتوانید لذت زیادی از سکس خود ببرید و ارگاسم را برای او لذتبخش تر کنید

    چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 توسط عطا |

    شعر کوچه سرودی هما میرافشار (پاسخی به شعر کوچه فریدون مشیری)

    شعر كوچه سروده « هما میرافشار »

    (پاسخ شعر كوچه اثر فریدون مشیری)

    بی تو طوفان زده دشت جنونم
    صیدافتاده به خونم
    تو چه‌سان می‌گذری غافل از اندوه درونم؟
    بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
    بی من از شهر سفر کردی و رفتی

    قطره‌ای اشک درخشید به چشمان سیاهم
    تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم
    تو ندیدی...
    نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی

    چون در خانه ببستم،
    دگر از پا نشستم
    گوئیا زلزله آمد،

    گوئیا خانه فروریخت سر من
    بی تو من در همه شهر غریبم
    بی تو، کس نشنود ازاین دل بشکسته صدائی
    بر نخیزد دگر از مرغک پر بسته نوائی
    تو همه بود و نبودی
    تو همه شعر و سرودی
    چه گریزی ز بر من
    که ز کوی‌ات نگریزم
    گر بمیرم ز غم دل
    به تو هرگز نستیزم
    من و یک لحظه جدایی؟
    نتوانم، نتوانم
    بی تو من زنده نمانم
     
    vg3ot12ak6gnlx96r7pi.jpg
     
     
    این هم شعر کوچه از « فریدون مشیری »

    fmpcal25.jpg

     

    بی تو، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

    همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

    شوق دیدار تو لبریز شد از جان وجودم

    شدم آن عاشق دیوانه که بودم

    در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

    باغ صد خاطره خندید

    عطر صد خاطره پیچید

    یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

    پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم

    ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

    تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

    من همه محو تماشای نگاهت

    آسمان صاف و شب آرام

    بخت خندان و زمان رام

    خوشه ماه فرو ریخته در آب

    شاخه‌ها دست بر آورده به مهتاب

    شب و صحرا و گل و سنگ

    همه دل داده به آواز شباهنگ

    یادم آید، تو به من گفتی:

    از این عشق حذر کن

    لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن

    آب، آئینه عشق گذران است

    تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

    باش فردا، که دلت با دگران است

    تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!

    با تو گفتم:

    حذر از عشق ندانم

    سفر از پیش تو هرگز نتوانم، نتوانم...

    روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

    چون کبوتر لب بام تو نشستم

    تو به من سنگ زدی، من نرمیدم، نگسستم

    باز گفتم: که تو صیادی و من آهوی دشتم

    تا بدام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

    حذر از عشق ندانم، نتوانم

    اشکی از شاخه فرو ریخت

    مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت

    اشک در چشم تو لرزید

    ماه بر عشق تو خندید

    یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

    پای در دامن اندوه کشیدم

    نگسستم، نرمیدم

    رفت در ظلمت شب، آن شب و شبهای دگر هم

    نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

    نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم

    بی تو، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

    سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 توسط عطا |

    بیست وپنج راهکار برای دستیابی به افکار خلاق و زیبا

    تا به حال چند بار احساس كرده‌اید كه مغز شما از كار افتاده است و دیگر قادر به فكر كردن نیستید؟ این به‌ دلیل آن است كه ما نیاز داریم توانائی‌های خود را برای فكر كردن افزایش دهیم. مطلب حاضر به نكاتی می‌پردازد كه ما برای بیشتر و بهتر فكر كردن باید به كار گیریم و به آن نیاز داریم ...

    bullet.gif 1. یافتن بهترین زمان. بیشتر افراد مسن صبح‌ها بهتر می‌توانند فكر كنند و اغلب جوانان بعداز ظهر‌ها. شما چه زمانی بهتر فكر می‌كنید؟

    bullet.gif 2. خوب تحصیل كنید اما افراط نكنید. بعضی از روان‌شناسان عقیده دارند كه تحصیلات تخصصی افراطی و زیاد می‌تواند به توانایی تفكر خلاقانه آسیب وارد كند. شما اگر در رشته نویسندگی دكترا كسب كنید الزاما رمان نویس بزرگی نخواهید شد.

    bullet.gif 3. روز خود را با بهترین‌ها شروع كنید. محققین نشان داده‌اند كه مقدار كافئین موجود در یك فنجان قهوه می‌تواند به تمركز حواس كمك كند اما اگر شما مستعد اضطراب هستید بهتر است فراموشش كنید.

    bullet.gif 4. خاطرات جدید را به خاطرات قبلی بچسبانید. حافظه خود را چون دار بستی در نظر بگیرید و اطلاعات جدید را روی آن تثبیت كنید. همیشه اطلاعات جدید را به چیزی پیوند دهید و هرگز آن را تنها رها نكنید.

    bullet.gif 5. تا می‌توانید تمرین كنید. یادگیری و تمرین مداوم ذهن را تغییر می‌دهد. مطالعاتی كه روی عده‌ای داوطلب 70 ساله انجام شده نشان می‌دهد كه آموزش‌های منظم و طبق برنامه زمان‌بندی شده باعث تغییر ساختار ذهنی فرد می‌شود. به نحوی كه فعالیت ذهنی این افراد نسبت به زمانی كه 7 سال جوان‌تر بوده‌اند بیشتر است. فرد مسنی كه خوب تمرین می‌كند سریع‌تر از جوانی است كه اصلا تمرین نمی‌كند.

    bullet.gif 6. به ایده‌های خود، شانس شكوفا شدن بدهید. بسیاری از ما با توجه به توانائی‌هایمان امكان ارزیابی حقایق و تصمیم‌گیری سریع داریم. خلاقیت نیاز به آرامش و سكون دارد و اینكه به ایده‌های به ظاهر نامعقول و بی‌معنی خود در حد امکان فرصت دهیم.

    bullet.gif 7. شغلی كه باعث رشد شود و همراهی كه باهوش باشد. مطالعات انجام شده در لهستان نشان می‌دهد صاحبان مشاغلی كه نیاز به كارگیری ذهن دارد نسبت به سایر افراد از قدرت تفكر بیشتری برخوردارند. همچنین ازدواج با فردی باهوش ممكن است در شما انگیزه ایجاد كند و باعث رشد و بالندگی شما شود.

    bullet.gif 8. تجربه كنید. خلاقیت اغلب به توانائی تعدیل راه حل‌ها از جهات مختلف زندگی خلاصه می‌شود. برای مثال نوار چسب خیاطی با الهام گرفتن از خار و خسی كه به لباس می‌چسبد ساخته شده است و یا شیوه پوست كندن موز ایده‌ای برای تهیه قوطی‌های كنسروی است كه با حلقه‌ای كه روی آن تعبیه شده باز می‌شود.

    bullet.gif 9. توجه كنید. آیا تا به حال برای شما پیش آمده كه نام كسی را تا مدتی پس از آنكه او را ملاقات كردید به خاطر نیاورید؟ علت این امر ضعف حافظه نیست بلكه نداشتن تمركز است. با بالا رفتن سن باید اطلاعات را آگاهانه به حافظه بسپاریم و حفظ كنیم.

    bullet.gif 10. ورزش باعث تقویت قوای فكری می‌شود. تحقیقات گوناگون اكنون از این فرضیه كه ورزش و تمرینات بدنی اثرات سود‌مندی روی عملكرد تحصیلی دارد حمایت می‌كند. تصور می‌شود كه در هنگام ورزش اكسیژن و مواد غذایی بیشتری در دسترس سلول‌های مغز قرار می‌گیرد؛ به علاوه باعث افزایش فاكتور‌هائی می‌شود كه عامل رشد سلول‌های مغزی‌اند. ورزش فواید گوناگونی دارد و انجام آن به ‌صورت مرتب و روزانه توصیه می‌شود.

    bullet.gif 11. تازه جوئی رمز موفقیت. نقاش امپرسیونیست هنری ماتیس در سال‌های پایانی عمر خود از قیچی به جای قلم مو برای خلق آثارش بهره برد و به هنرش روحی تازه بخشید. مقایسه افراد خلاقی كه متوقف می‌شوند با آنهایی كه به خلاقیت ادامه می‌دهند نشان می‌دهد كه افراد دسته دوم پیوسته به دنبال دانشی جدید هستند.

    bullet.gif 12. شناخت عوامل بازدارنده. چنانچه در معرض عوامل مختلفی قرار گیریم كه رشته افكار ما را پاره كنند تمركز كردن مشكل خواهد بود. چنانچه كاری نیاز به دقت و تمركز زیاد دارد مثلا تهیه یك گزارش باید دو شاخه سیم تلفن را از پریز كشید و یا نوشته‌ای روی در قرار داد تا كسی در آن هنگام وارد اطاق نشود.

    bullet.gif 13. فراموش نكنید كه همیشه به دنبال كارهای مورد علاقه‌تان باشید. اخیرا روان‌شناسی هلندی مطالعاتی روی تفاوت‌های بین قهرمان شطرنج و استاد شطرنج انجام داد. او افرادی از هر دسته را تحت آزمایشاتی چون تست هوش، حافظه و تعیین میزان قوه استدلال برای حركت مهره‌ها قرار داد و هیچ تفاوتی بین افراد دو گروه پیدا نكرد. تنها تفاوت این بود كه قهرمان شطرنج علاقه بیشتری به بازی شطرنج داشت. آنها اشتیاق و تعهد بیشتری نشان می‌دهند و كلید خلاقیت آنها هم همین است.

    bullet.gif 14. ایده‌های جدید را با یكدیگر تلفیق كنید. با هیچ مطلبی سرسری برخورد نكرده و آن را با بی‌تفاوتی نخوانید. حاشیه نویسی، فكر كردن، شكل دادن و تلفیق مطالب با یكدیگر حتی اگر مطلبی كه می‌خوانید بنظرتان به درد نخور و بی‌فایده باشد به شما كمك می‌كند تا آن را به نحوی بفهمید كه در نهایت بتوانید خلاقانه عمل كنید.

    bullet.gif 15. روش‌های سریع یاد گرفتن را بیاموزید. یكی از مهم‌ترین مهارت‌های قرن بیست و یكم توانائی یادگیری سریع است؛ پس آن را در خود پرورش دهید. یاد بگیرید كه به سرعت به ایده‌های خود شكل دهید. شیوه عملكرد مغز خود را پیدا كنید تا بتوانید آن را بهتر به كار گیرید. بعضی اشخاص پس از مدتی كار فكری نیاز به استراحتی كوتاه ‌مدت و نوشیدن چای یا قهو ه دارند تا بتوانند دوباره به كار ادامه دهند.

    bullet.gif 16. همیشه برنامه‌های بلند مدت داشته باشید حتی اگر آن را هر روز تغییر دهید. نفس برنا مه‌ریزی برای زندگی خود به تنهایی باارزش است و تغییر دادن آن به ما كمك می‌كند كه چیز‌های جدیدی یاد بگیریم.

    bullet.gif 17. نگران اشتباهات خود نباشید. ممكن است در اولین تلاش خود مرتكب اشتباهات زیادی شوید اما كارتان را پیش برده و تمام كنید. اشتباهات خود را یادداشت كرده و سپس دوباره به كار بپردازید و این بار از تكرار اشتباهات جلوگیری كنید. به گفته شكسپیر تردیدهای ما خائن‌اند و با ترس از تلاش ما را از موفقیت دور می‌كنند.

    bullet.gif 18. عواملی كه در ضمن كار باعث افزایش مهارت‌هایتان شده‌اند را یادداشت كرده و گاهی به آنها مراجعه كنید تا برایتان به عادت تبدیل شوند.

    bullet.gif 19. به مسائل از زوایای مختلف نگاه كنید. چنانچه می‌خواهید مسئله‌ای را حل كنید راه‌های مختلفی را امتحان كنید و اگر راه اول را به هر دلیلی مناسب تشخیص نداده‌اید، راه دوم را امتحان كنید. ایده‌ها و تصورات را از دیدگاه‌های مختلف بررسی كنید. برای مثال آیا كسی كه در چین رشد كرده و بزرگ شده در مورد یك موضوع خاص به همان شكلی فكر می‌كند كه یك نفر در ایران؟

    bullet.gif 20. آرامش خود را حفظ كنید. خویشتنداری به شما كمك می‌كند تا منصف و بی‌طرف باقی بمانید و بهتر فكر كنید. چنانچه به بحث و مجادله بپردازید و خونسردی خود را از دست دهید توانائی خود را برای منطقی و عاقلانه فكر كردن از دست خواهید داد.

    bullet.gif 21. در جست‌وجوی حقیقت باشید. هر كسی كه خوب فكر كند قبل از هر قضاوتی در جست‌وجوی حقیقت است. از خود سؤال كنید كه آیا تمام حقایق را بطور كامل در دسترس دارید؟ آیا كمبودی در اطلاعاتتان وجود دارد كه شما را از حقیقت و یا راه حل مسئله دور كند؟

    bullet.gif 22. چنانچه در موردی شك دارید حتما سؤال كنید. هرگز از سؤال كردن نهراسید.

    bullet.gif 23. مردم را درك كنیم. آیا كسانی كه با شما صحبت می‌كنند همیشه این تصور را دارند كه باید حرفشان را به طریقی به شما ثابت كنند؟ به راستی علت این تصور آنها چیست؟

    bullet.gif 24. تجربه مهم‌ترین مرجع ماست. چنانچه مطلبی را می‌شنویم باید ببینیم آیا واقعا در زندگی ما اتفاق افتاده است یا نه.

    bullet.gif 25. همیشه به خاطر بسپارید كه بیشتر حقایق نسبی‌اند و بین حقیقت و عقیده تفاوت وجود دارد. كلمات را با احتیاط و دقت به كار برید و هیچ‌گاه خود را گول نزنید. فكر نكنید كه باید پیوسته دنباله رو مردم باشید
    .

    سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 توسط عطا |

    باور كن كه دوستت دارم

    پسر به دختر گفت اگه یک روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میایم تا قلبم را با تمام وجودم تقدیمت کنم. دختر لبخندی زد و گفت تشکر.

    تا اینکه یک روز آن اتفاق افتاد… حال دختر خوب نبود. نیاز فوری به قلب داشت. از پسر خبری نبود. دختر با خودش میگفت: میدانی که من هیچ وقت نمیگذاشتم تو قلبت را به من بدی و به خاطر من خودت را فدا کنی، ولی این بود وفایت، حتی برای دیدنم هم نیامدی…شاید من دیگه هیچ وقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید.

    چشمانش را باز کرد… داکتر بالای سرش بود.به داکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟داکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتان با موفقیت انجام شده .شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..! دختر نامه را برداشت. اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:

    سلام عزیزم.
    الان که این نامه را میخوانی من در قلب تو زنده ام. از دستم ناراحت نباش که به تو سر نزدم چون میدانستم اگه بیایم هرگز نمیگذاری که قلبم را به تو بدم… پس نیامدم تا بتوانم این کار را انجام بدم..امیدوارم عمل پیوند موفقیت آمیز باشه.
    (عاشقتم تا بینهایت)

    دختر نمیتوانست باور کند…او این کار را کرده بود… او قلبش را به دختر داده بود…
    آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد… و به خودش گفت چرا هیچ وقت حرف هایش را باور نکردم…

    پس تو هم باورم کن که… خیلی دوستت دارم

    پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 توسط عطا |

    باز دل با تو جوانی میكند

    باز بی تو تا ابد بارانیم، در حصار عشق تو زندانیم

    باز امشب دل صدایت میكند، با تب عشق آشنایت میكند

    باز امشب كوچه پر از یاس شد، آسمان دل پر از احساس شد

    باز چشمانم به راهت مانده است، بی تو می دانم كه قلبم مرده است

    باز لبهایم غزل خوانت شده، عاشق پیدا و پنهانت شده،

    باز بی تو تا ابد بارانیم، در حصار عشق تو زندانی  ام

    باز دل با تو جوانی  میكند ، بی تو، با تو،  بیقراری میكند

    هر كجا ، با هر كه باشم باز تو، اولش تو ، آخرش تو ،  باز تو

    چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 توسط عطا |

    بدون شرح

    چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 توسط عطا |



    وقتی که می آیی
    صدای تق تق گامهای تو بر سنگ فرش کوچه
    چه آوای خوشی است
    کاش این آمدنت تا ابدیت می رفت

    atafakhri@yahoo.com

    فال حافظ

    جوک و اس ام اس

    قالب های نازترین

    نازترین عکسهای ایرانی

    نیازمندیهای ایران


    ادبی
    عکس
    دلنوشته
    خاطره
    دنیای پیرامون خودم
    طنز- جوک و اس ام اس
    آموزش
    عشقولانه
    شهر من

    باز کن پنجره را
    منصور وار قربانی شدن
    گاندی گفت
    عاشقتم. به چه زبونی بگم ها ؟؟؟؟
    قابل توجه زوج هایی که میخواهند بچه دار شوند
    رازهایی از هدیه دادن گل
    چند شعر عاشقونه
    یکماه تا موفقیت
    این روزا
    فقط کمی خنده و نه چیز دیگه

    هفته سوم آبان 1388
    هفته دوم آبان 1388
    هفته اوّل آبان 1388
    هفته چهارم مهر 1388
    هفته سوم مهر 1388
    هفته دوم مهر 1388
    هفته اوّل مهر 1388
    هفته چهارم مرداد 1388
    هفته سوم مرداد 1388
    هفته اوّل مرداد 1388
    هفته چهارم تیر 1388
    هفته اوّل تیر 1388
    هفته چهارم خرداد 1388
    هفته سوم خرداد 1388
    هفته دوم خرداد 1388
    هفته اوّل خرداد 1388
    هفته چهارم اردیبهشت 1388
    هفته سوم اردیبهشت 1388
    هفته دوم اردیبهشت 1388
    هفته اوّل اردیبهشت 1388
    هفته چهارم فروردین 1388
    هفته سوم فروردین 1388
    هفته دوم فروردین 1388
    هفته اوّل فروردین 1388
    هفته چهارم اسفند 1387
    هفته سوم اسفند 1387
    هفته دوم اسفند 1387
    هفته اوّل اسفند 1387
    هفته چهارم بهمن 1387
    هفته سوم بهمن 1387
    هفته دوم بهمن 1387
    هفته اوّل بهمن 1387
    هفته چهارم دی 1387
    هفته سوم دی 1387
    هفته دوم دی 1387
    هفته اوّل دی 1387
    هفته چهارم آذر 1387
    هفته سوم آذر 1387
    هفته دوم آذر 1387
    هفته اوّل آذر 1387
    هفته چهارم آبان 1387
    هفته سوم آبان 1387
    هفته دوم آبان 1387
    هفته اوّل آبان 1387
    هفته چهارم مهر 1387
    هفته سوم مهر 1387
    هفته دوم مهر 1387
    هفته اوّل مهر 1387
    هفته چهارم شهریور 1387
    هفته سوم شهریور 1387
    هفته اوّل شهریور 1387
    هفته چهارم مرداد 1387
    هفته سوم مرداد 1387
    هفته دوم مرداد 1387
    هفته اوّل مرداد 1387
    هفته چهارم تیر 1387
    هفته دوم تیر 1387
    هفته اوّل تیر 1387
    هفته دوم خرداد 1387
    هفته اوّل خرداد 1387
    هفته چهارم اردیبهشت 1387
    هفته سوم اردیبهشت 1387
    هفته دوم اردیبهشت 1387
    هفته اوّل اردیبهشت 1387
    هفته چهارم فروردین 1387
    هفته دوم فروردین 1387
    هفته اوّل فروردین 1387
    هفته چهارم اسفند 1386
    هفته سوم اسفند 1386
    هفته اوّل اسفند 1386
    هفته چهارم بهمن 1386
    هفته سوم بهمن 1386
    هفته دوم بهمن 1386
    هفته اوّل بهمن 1386
    هفته چهارم دی 1386
    هفته دوم دی 1386
    هفته اوّل دی 1386
    هفته دوم آذر 1386
    هفته اوّل آذر 1386
    هفته چهارم آبان 1386
    هفته سوم آبان 1386
    هفته دوم آبان 1386
    هفته اوّل آبان 1386
    هفته چهارم مهر 1386
    هفته دوم مهر 1386
    هفته چهارم شهریور 1386
    هفته دوم شهریور 1386
    هفته سوم مرداد 1386
    هفته دوم مرداد 1386
    هفته اوّل مرداد 1386
    هفته چهارم تیر 1386

    عاشقانه های دنیا
    كد آهنگ براي وبلاگ
    محسن ملاح
    محمدمظفری
    حسین پناهی
    محسن کبگانی - نردبان
    اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی گناوه
    سیدعلی صالحی
    علی احمدی
    محسن رضایی فر - روزهای بی خاطره
    محمد قاسمي - ترفندهاي ياهو - اينترنت و ...
    بهار - سرزمين عشق
    سبحان علی یاری - اس ام اس ايروني
    رادیو کالج پارک - رادیو اینترنتی دانشجویان اینترنتی دانشگاه مریلند
    فرهاد عزیز - کجایند عشقهای اساطیری
    میلاد - رضا - رضا - وبی برای بچه باحالا
    دل نوشته های یک کودک خیابانی
    مامان آرمین
    آرزو-شیرین
    صلیب شکسته - (دو عاشق : سینا - الهام)
    رضا عبدالهی - باغبون باغچه عشق
    ترانه فرخی - دختران ایلیا
    تینا - بلور رویا
    محمد - کلبه دلباختگی
    م . ه . ن
    محمد سام
    لاله
    آموزش فلش برای ساخت وبلاگی زیباتر
    عکس چهره های مطرح رقص و آواز
    آموزش عکاسی
    زیر آسمون ابری هامبورگ - فرح دختر با احساسی از آلمان
    دنیای شیرین(دنیای من)
    دزدعکس 2
    ایهام - افق کور
    ثبت دامنه رایگان
    آبجی و داداش
    کاملیا دختری از ایران زمین
    عطا
    عکس.مدل لباس و ...
    رضا بهارلو
    باران 87 - آمال بچه های تخریب
    کلبه عشق
    يه غريب بي نشون - حسين متوليان
    زن و مرد
    بي حجاب
    صبا - ترنم و بوسه تو براي من
    اعترافات يك سيب زميني
    نکاح
    مریم شفیعی - باید به دستهای جنون اقتدا کنم
    مهسا خانوم گل - هوای وصال
    نرگس - ...
    گل سرخ
    شعرهایی که دوستشان داریم- یک دوست
    اینجا ژاپن است
    آموزش گیتار
    لحظه
    شکیبا - آّبی تر از همه چیز
    تیلوری از جنس ممنوعه
    ShOzEx
    محمد علي ابطحي
    عطاالله مهاجراني
    طنز امروز ايران
    طنزهاي زهرا دري
    شعرهاي طنز محمدرضا عالي پناه-افاضات آقاي هالو
    خليل جوادي
    انتظار
    دلنوشته هاي مريم براي كودك دلبندش
    بو تو - دانيال عزيز
    جايي براي باهم بودن
    ساخت لوگو و بنر رايگان
    آذين عزيز
    سيما-مادري دلسوز و مهربان
    هديل-تنهاترين يار
    سپيده / زني از دوردستها

    RSS 2.0